دانستنیهای غدیر

آیا می دانید اعمال فردی و اجتماعی عید غدیر کدامند؟

آیا می دانید وقایع سه روزه در غدیر کدامند؟

آیا می دانید احتجاجات به حدیث غدیر کدامند؟

آیا می دانید شباهت شب عید غدیر با شب قدر در چیست؟

آیا میدانید از امام مهدی(عج) در خطبه غدیریه سخن گفته شده است؟

آیا می دانید بر غدیر چه گذشت؟

آیا می دانید نام های پنجاه گانه غدیر کدامند؟

آیا می دانید رابطه غدیر و قرآن در چیست؟

آیا میدانیدبیعت یعنی چه و محتوا و کیفیت و ضامنین و شهود بیعت در غدیر خم چگونه بوده است؟

آیا می دانید فضیلت روز عید غدیر چقدر است؟

آیا می دانید عید غدیر:بزرگترين عيد اسلامى است؟

آیا میدانید عظمت روز عید غدیر چقدر است؟

آیا می دانید چرا شیعه « غدیر » را مهم می داند ؟

آیا می دانید چرا عید غدیر خم را عید سیدها می‌نامند، سند و متن روایت کدامند؟

آیا می دانید نام عید غدیر خم در ملکوت چیست؟

آیا می دانید از غدیر تا عاشورا چه گذشت؟آیا می دانید رابطه غدیر و عاشورا در چیست؟

آیا می دانید با توجه به اهمیت عید غدیر خم چرا در نهج البلاغه نامی از این عید برده نشده است؟



تاریخ ارسال : شنبه 18 شهریور 1396   05:49 ب.ظ  | نویسنده :   مهربانو عرب مومنی

آیا می دانید اعمال فردی و اجتماعی عید غدیر کدامند؟

اعمال فردی عید غدیر

 

 

بیرازى جستن
امام صادق(ع) فرمود: تبرى إلى الله عز و جل ممن ظلمهم حقهم؛ (1) در روز غدیر از کسانى که به اهل بیت(ع) ستم کردند بیزارى مى‏جویى.

پوشیدن لباس پاکیزه و نو
امام صادق(ع) فرمود: یحب ... أن یلبس المؤمن انظف ثیابه و افخرها؛ (2) در روز غدیر لازم است مؤمن پاکیزه‏ترین و فاخرترین لباس خود را بپوشد.

حمد کردن
پیامبر(ص) فرمود: یکى از سنتها این است که مؤمن،  در روز غدیر،  صد بار بگوید: الحمدلله الذى جعل کمال دینه و تمام نعمته بولایة امیرالمؤمنین على بن‏ ابیطالب(ع). (3)

دعا
معصومان(ع) پیروانشان را به دعا در روز غدیر سفارش کرده‏اند. دعاهاى ویژه این روز عبارت است از:
1ـ دعایى که با این جمله آغاز شده است: اللهم انک دعوتنا إلى سبیل طاعتک... 
2ـ دعایى که در آغاز این عبارت دیده مى‏شود: اللهم انى اسئلک بحق محمد نبیک و على ولیک و الشأن و القدر الذى خصصتهما دون خلقک... (4) این دعا در مفاتیح‏الجنان هم ذکر شده است. (5)
3ـ دعایى که با این جمله آغاز شده است: اللهم بنورک اهتدیت و بفضلک استغنیت ... (6)

روزه
روزه در روز غدیر،  بسیار مستحب است و فضیلتى استثنایى دارد.
امام على(ع) فرمود: إذا اخلص المخلص فى صومه لقصرت ایام الدنیا عن کفائته. (7) ؛ اگر بنده مخلصى در روزه این روز اخلاص داشته باشد،  همه روزهاى دنیا توان برابرى با آن را ندارد؛ به عبارت دیگر،  اگر کسى تمام روزهاى دنیا زنده باشد و همه را روزه‏دار سپرى کند،  ثوابش کمتر از ثواب روزه این روز خواهد بود.
نخستین جانشین راستین رسول خدا همچنین فرمود: ...و جعل الجزاء العظیم کفاءة عنه. (8)  ؛ ... خداوند در برابر روزه عید غدیر پاداشى بزرگ نهاده است.
امام صادق(ع) یارانش را به این امر تشویق مى‏کرد و مى‏فرمود:  إنى احب لکم أن تصوموه... (9) ؛ من دوست دارم شما این روز را روزه بگیرید. آن بزرگوار همچنین مى‏فرمود: صیام یوم غدیر خم یعدل عندالله فى کل عام مائة حجة و مائة عمرة مبرورات متقبلات. (10)  ؛ روزه روز غدیر خم نزد خداوند، در هر سال،  برابر با صد حج و صد عمره مقبول است.
 شخصی از امام صادق(ع) پرسید: چه کاری شایسته روز غدیر است و چه عملی در آن، استحباب دارد؟ حضرت پاسخ دادند: روزه و... و فرموده اند: روزه داشتن روز عید غدیر خم، کفاره گناه شصت سال است. 
امام صادق(ع)، درباره پاداش روزه عید غدیر فرموده اند: روزه داشتن در روز عید غدیر پاداشی معادل روزه گرفتن در همه عمر دنیا را دارد.
پیرامون روزه غدیر روایت بسیار وارد شده آنچه ذکر شد از باب نمونه بود

شکر گزارى
امام على(ع) فرمود: در روز غدیر،  خداى را بر آنچه به شما ارزانى داشته( نعمت ولایت) شکر کنید. (12)

صلوات فرستادن
امام صادق(ع) فرمود: در روز غدیر،  بر محمد و اهل بیتش صلوات بسیار مى‏فرستى. (13) حضرت رضا(ع) در وصف عید غدیر فرموده اند: روز غدیر روز صلوات فرستادن فراوان بر محمد و آل محمد است.

عبادت
امام رضا(ع) فرمود: هو الیوم الذى یزید الله فى مال من عبد فیه... (14) ؛ غدیر روزى است که خداوند بر مال کسى که در آن عبادت کند،  مى‏افزاید ...

غسل کردن
امام صادق(ع) فرمودند: هنگامی که روز غدیر فرا برسد باید در فراز آن [هنگام ظهر] غسل کرد.
علماى شیعه بر استحباب غسل در روز غدیر اجماع دارند و آن را مستحب مؤکد مى‏دانند. (15) بهتر این است که غسل در اول روز انجام گیرد. (16)

نماز
1ـ نماز شب عید غدیر
این نماز دوازده رکعت است. هر دو رکعت یک تشهد دارد و در پایان رکعت دوازدهم باید سلام داد. در هر رکعت،  بعد از سوره حمد توحید ده بار و آیةالکرسى یک بار خوانده مى‏شود. در رکعت دوازدهم باید هر یک از حمد و سوره را هفت بار خواند و این ذکر را ده بار در قنوت تکرار کرد: لا اله الا الله وحده لا شریک له،  له الملک و له الحمد یحیى و یمیت و یمیت و یحیى و هو حى لا یموت بیده الخیر و هو على کل شى قدیر. در دو سجده رکعت آخر،  این ذکر ده بار خوانده مى‏شود: سبحان من احصى کل شى علمه سبحان من لا ینبغى التسبیح الا له سبحان ذى المن و النعم سبحان ذى الفضل و الطول سبحان ذى العز و الکرم اسألک بمعا قد العز من عرشک و منتهى الرحمة من کتابک و بالاسم الاعظم و کلماتک التامة ان تصلى على محمد رسولک و اهل بیته الطیبین الطاهرین و ان تفعل بى کذا و کذا [به جاى کذا و کذا حاجت خود را ذکر کند] و سپس بگوید انک سمیع مجیب. (17)
2ـ نماز روز عید غدیر
نیم ساعت پیش از ظهر غدیر،  دو رکعت نماز مستحب است. در هر رکعت بعد از حمد،  سوره‏ هاى توحید،  قدر و آیةالکرسى ده بار خوانده مى‏شود. (18)
3ـ نماز مسجد غدیر
امام صادق(ع) فرمود: یستحب الصلاة فى مسجد الغدیر؛ (19) نماز در مسجد غدیر مستحب است.

اعمال اجتماعی عید غدیر

1- افطارى دادن
از اعمالی که به انجام آن در روز عید غدیر سفارش شده است؛ افطاری دادن به روزه داران است. حضرت علی(ع) فرموده اند: من افطر مؤمنا فى لیلة فکأنما افطر فئاما... کسی که در شامگاه عید غدیر، به یک مؤمن افطاری بدهد، گویا یک میلیون نفر از پیامبران، شهیدان و صدیقان را افطاری داده است. حال چگونه است پاداش کسی که گروهی از مردان و زنان را افطاری دهد. و من ضامنم بر خدا که از کفر و فقر آسوده گردد و اگر در همان روز یا همان شب تا عید غدیر سال دیگر بمیرد، بر خداوند است پاداش او
شبیه به این روایت،  حدیثى از امام صادق(ع) نیز نقل شده است. (1) بر اساس برخى از روایات امام رضا(ع) در روز غدیر گروهى را براى افطار نزد خود نگاه داشت . (2)   

2 - برادر شدن
روز ولایت روز برادرى است و روز برادرى روز ولایت است؛ این دو با یکدیگر پیوندى ناگسستنى دارند و حلقه وصلشان ایمان است؛ زیرا از سویى ایمان با ولایت پا مى‏گیرد و از سوى دیگر اهل ایمان برادر یکدیگرند. (انما المؤمنون اخوة) (3)
به همین دلیل عقد برادرى یکى از آداب روز غدیر شمرده شده است. مستحب است برادران و خواهران ایمانی در این روز عقدی را بین خود برقرار سازند که مفاد آن اخوّت و همدلی در دنیا و دستگیری از همدیگر در آخرت است.

* نکاتی درباره عقد اخوت:
الف: این عقد تعهداتی همچون ارث و محرمیت افراد وابسته به طرفین ایجاد نمی‌کند. بنابراین این افراد از هم ارث نمی‌برند و هیچ‌گونه رابطه محرمیت میان وابستگان آن‌ها ایجاد نمی‌شود.
ب: این عقد، فقط میان دو مرد یا دو زن بسته می‌شود و هیچ زن و مردی نمی‌توانند این عقد را بین خود جاری کنند و خواهر و برادر شوند.
ج: لازم نیست صیغه عقد اخوت حتماً به عربی خوانده شود، بلکه اگر آن را به فارسی یا زبان دیگری هم جاری کنند صحیح است؛ اما باید الفاظی را بکار برند که معنی این عقد را برساند.
د: اگر دو خانم، بخواهند با هم عقد خواهری برقرار کنند در صورت خواندن عقد به عربی، باید ضمیرهای مذکر را تبدیل به ضمیر‌های مونث کنند.
با توجه به نکات گفته شده مضمون این عقد رعایت برخی امور معنوی نسبت به یکدیگر در دنیا و پس از مرگ است. مثلاً برادران متعهد می‌شوند که در دنیا همدیگر را از دعا فراموش نکنند و در آخرت هم اگر از اهل نجات و شفاعت باشند، همدیگر را شفاعت کنند.

*شیوه خواندن عقد: 
دو برادر یا دو خواهر دست راست خود را به هم می‌دهند و یکی از آنان صیغه عقد اُخُوَت را می‌خواند و دیگری مفاد آن را قبول می‌کند.
متن عربی عقد: ابتدا یکی از آنها این متن را با توجه به معنای آن می‌خواند: «وَاَخَیْتُکَ فِی اللَّهِ وَ صَافَیْتُکَ فِی اللَّهِ وَ صَافَحْتُکَ فِی اللَّهِ وَ عَاهَدْتُ اللَّهَ وَ مَلَائِکَتَهُ وَ کُتُبَهُ وَ رُسُلَهُ وَ أَنْبِیَاءَهُ وَ الْأَئِمَّةَ الْمَعْصُومِینَ (ع) عَلَى أَنِّی إِنْ کُنْتُ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ وَ الشَّفَاعَةِ وَ أُذِنَ لِی بِأَنْ أَدْخُلَ الْجَنَّةَ لَا أَدْخُلُهَا إِلَّا وَ أَنْتَ مَعِی»
سپس طرف دیگر در جواب او می‌گوید: «قَبِلْتُ»
باز هم نفر اول می‌گوید : «أَسْقَطْتُ عَنْکَ جَمِیعَ حُقُوقِ الْأُخُوَّةِ مَا خَلَا الشَّفَاعَةَ وَ الدُّعَاءَ وَ الزِّیَارَة»
ترجمه: نفر اول می‌گوید: «به خاطر خدا با تو برادری و صفا (یکرنگی) می‌ورزم به خاطر خدا دستم را در دستت قرار می‌دهم؛ و در پیشگاه خدا و فرشتگان و کتاب‌ها و فرستادگان او عهد می‌کنم که اگر از اهل بهشت و شفاعت باشم و اجازه ورود در بهشت را یابم، بدون تو وارد بهشت نشوم مگر آنکه تو با من همراه شوى ».
سپس نفر دوم می‌گوید: «قبول کردم».
باز برادر اول می‌گوید «تمام حقوق برادری به جز حق شفاعت و دعا و دید و بازدید را از تو ساقط کردم».
بدین ترتیب این دو نفر با هم برادر ایمانی یا خواهر ایمانی می‌شوند و باید در دعاها و زیارت‌ها همدیگر را فراموش نکنند. (4)

3 - بیرازى جستن
روز غدیر روز بیزاری از کسانی است که با نپذیرفتن امامت حضرت علی(ع)، آشکارا با خدا و با پیامبر خدا مخالفت نمودند و بزرگترین جنایت و خیانت را به تاریخ بشریت کردند و در حقیقت این عدم پذیرش سرآغاز تمام بدبختی ها و بیچارگی ها بود. بنابراین روز غدیر، روز برائت از این همه ستمکاری و ستمکاران است. 
در یکی از دعاهای روز غدیر آمده است: و نبرأ ممّن یبرأ منه و نبغض من أبغضه؛ ما بیزاری می جوییم از آن کس که از علی(ع) بیزاری جوید و دشمن داریم آن کس که علی(ع) را دشمن دارد.امام صادق(ع) فرمود: تبرى إلى الله عز و جل ممن ظلمهم حقهم؛ (5) در روز غدیر از کسانى که به اهل بیت(ع) ستم کردند بیزارى مى‏جویى.

4 - پوشیدن لباس پاکیزه و نو
امام صادق(ع) فرمود: یحب ... أن یلبس المؤمن انظف ثیابه و افخرها؛ (6) در روز غدیر لازم است مؤمن پاکیزه‏ترین و فاخرترین لباس خود را بپوشد.

5- تبریک و تهنیت
تبریک و تهنیت از برجسته‏ ترین آداب هر عیدى است. در اسلام نیز سنت تبریک و تهنیت در عید غدیر جایگاهى ویژه یافته است. پیامبر(ص) بر تبریک گفتن در این تأکید مى‏ورزید و به مردم مى‏فرمود: هنئونى هنئونى؛ (7) به من تهنیت بگویید،  به من تهنیت بگویید.
امام صادق(ع) شیوه تهنیت گفتن در روز غدیر را چنین آموزش داده است: وقتى یکدیگر را ملاقات کردید،  بگویید: الحمدلله الذى اکرمنا بهذا الیوم و جعلنا من الموفین بعهده الینا و میثاقه الذى واثقنا به من ولایة ولاة امره و القوام بقسطه و لم یجعلنا من الجاحدین و المکذبین بیوم الدین. (8)  ؛ سپاس خداى را که ما را به این روز گواهى داشت و ما را از مؤمنان و کسانى قرار داد که به پیمان و میثاقى که در باره والیان امرش و بر پا دارندگان قسط و عدالتش از ما گرفته است وفا کردیم و ما را از انکارکنندگان و تکذیب‏کنندگان رستاخیز قرار نداد.
امام رضا(ع) فرمود که،  هنگام برخورد با یکدیگر بگویید: الحمدلله الذى جعلنا من المتمسکین بولایة امیرالمؤمنین(ع) ؛ سپاس خداى را که ما را از تمسک‏کنندان به ولایت امیرمؤمنان(ع) قرار داده است. - تبریک گفتن: حضرت امام رضا(ع)، می فرماید: روز عید غدیر خم روز تهنیت گویی است. بعضی از شما به بعض دیگر تهنیت بگوید و هرگاه مؤمنی با برادرش برخورد کرد بگوید: الحمدللّه الّذی جعلنا من المتمسّکین بولایة أمیرالمؤمنین و الائمة سلام الله علیهم.

6 - تبسم
امام رضا(ع) فرمود: ...و هو یوم التبسم فى وجوه الناس من اهل الایمان فمن تبسم فى وجه اخیه یوم الغدیر نظر الله الیه یوم القیامة بالرحمة و قضى له الف حاجة و بنى له فى الجنة قصرا من در بیضاء و نضر وجهه ...  ؛ روز غدیر روز تبسم به روى مؤمنین است. کسى که در این روز به روى برادر مؤمنش تبسم کند،  خداوند،  در روز قیامت،  نظر رحمت به او مى‏افکند،  هزار حاجتش را برآورده ساخته و قصرى از در سفید برایش بنا مى‏کند و صورتش را زیبا مى‏سازد.
تحکیم بیعت با ولایت: همان گونه که پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله بعداز نصب حضرت علی(ع) به امامت مسلمین به جماعت مسلمانان امر کرد که با او بیعت کنند، در سال روز آن حماسه جاوید، تجدید آن بیعت سفارش شده است.

7 - توسعه زندگى
در روز غدیر ،خوب است انسان به وضع معیشتی خانواده خود رسیدگی بیشتر انجام دهد و برای اهل خانه هدایایی را آماده کند. چهره زندگى عوض شود. با رفتارهایى سخاوتمندانه‏ و نشاط انگیزتر بیارآیند تا همگان در همه جا طعم شیرین عید را بچشند و رایحه دل‏انگیز آن را استشمام کنند. امام رضا(ع) فرمود: هو الیوم الذى یزید الله فى مال من عبدالله و وسع على عیاله و نفسه و اخوانه... ؛ روز غدیر روزى است که خداى متعال در مال کسى که خدا را عبادت کند و بر خانواده،  خویشتن و برادران ایمانى‏اش توسعه دهد فزونى پدید مى‏ آورد.

8 -   جشن گرفتن
امام رضا(ع) در عید غدیر احوال کسان و اطرافیان خود را تغییر داد و وضع تازه‏اى در آنان ایجاد کرد. (9)

9 - دید و بازدید
دید و بازدید یکى از آداب روزهاى عید و شادى است. این سنت مردم را شاداب تر و نام و یاد عید را در دل و ذهنشان ریشه‏دارتر مى‏کند. اسلام همین سنت را براى عید غدیر در نظر گرفته و آن را مورد تأکید قرار داده است.
امام رضا(ع) فرمود: من زار مؤمنا ادخل الله قبره سبعین نورا و وسع فى قبره،  و یزور قبره کل یوم سبعون الف ملک یبشرونه بالجنة. ؛ کسى که در روز غدیر به دیدار مؤمنى برود خداوند هفتاد نور بر قبر او وارد و قبرش را وسیع مى‏سازد؛ هر روز هفتاد هزار فرشته قبرش را زیارت کرده،  به او بشارت بهشت مى‏دهند .
شایسته است این سنت در روز غدیر،  که بزرگترین عیدهاست،  اجرا شود تا علاوه بر احیاى روز غدیر رشته‏هاى الفت و مودت میان مردم محکمتر شود.

10 - زیارت
یکى از اعمال با فضیلت روز غدیر،زیارت امیرمؤمنان على(ع) است. زیارت آن حضرت(ع) به دو صورت ممکن است:
1 ـ  زیارت در حرم مطهر  :
امام رضا(ع) به احمد بن‏محمد بن‏ابى نصربزنطى فرمود: اى فرزند ابونصر، هر جا که هستى سعى کن در روز عید غدیر، خود را به کنار قبر مطهّر امیر مؤمنان (علیه‌السلام) برسانى، چرا که در این روز خداوند گناهان بسیارى از مردان و زنان مسلمان را می‌بخشد و دو برابر کسانى که خدا آن‌ها را در ماه رمضان و شب قدر و شب عید فطر از دوزخ آزاد می‌کند، در چنین روزى از آتش جهنّم رهایى می‌دهد.  (10)
شیوه زیارت آن حضرت را از امام هادى(ع) مرحوم شیخ عباسى قمى(ره) در مفاتیح‏الجنان روایت کرده است. (11)
2ـ زیارت ازدور: ارادتمندان ولایت در همه جا مى‏توانند از آن بهره گیرند،  دو مورد بیشتر مطرح شده است:
الف. زیارت امین الله؛ (12) در مفاتیح ذکر شده است
ب. زیارت روایت شده از امام صادق(ع) (13) که در مفاتیح ذکر شده است.

11 -   زینت دادن
از دیرباز عیدها و جشن ها با نظافت، غبارزدایی، پیراستن و آراستن همراه بوده است و شیعیان باید این روش ها را برای عید غدیر نیز رعایت نمایند.آراستن پیکر و آذین بستن خانه،  کوچه و بازار،  در روزهاى عید، رایج است. عیدى در ذهن و دل مردم زنده است که در آن خویش را بیارایند و در و دیوار را آذین‏بندى کنند. چون عید غدیر بزرگترین عید است مردم باید در آن،  بیش از هر عید دیگر،  شادمانى کنند و خود و جامعه را بیارایند. فضیلت این عمل بسیار است،  امام رضا(ع) می فرمایند: روز غدیر، روز آراستن و زینت است. پس هر کس برای روز غدیر، زینت کند، خداوند هر خطای کوچک و بزرگ او را می آمرزد و فرشتگانی را به سوی او می فرستد، آنان نیکی های او را می نگارند و مراتبش را تا عید غدیر سال آینده بالا می برند. اگر او جان دهد، شهید مرده است و اگر زیست کند، خوشبخت زیسته است. (14) 
اهمیت زینت در این روز چنان است که امام رضا(ع) براى گروهى لباسهاى نو،  انگشتر و کفش فرستاد. 
حضرت امام صادق(ع) نیز می فرمایند: یکی از وظایف روز غدیر این است که مؤمن تمیزترین و گرانقدرترین جامه های خویش را بپوشد. 
پس چه زیبا خواهد بود که سردر منازل و اماکن عمومی تجارتی و اداری چراغانی شود تا شامل این پاداش بزرگ گردد.

12 - استفاده از بوی خوش: اسلام درباره به کارگیری بوی خوش و زدن عطر، بسیار سفارش کرده است. به خصوص در ایام عید سعید غدیر سفارش ویژه ای نسبت به این سنت خوب شده است. امام صادق(ع)، در پی وظایف مؤمن در روز غدیر فرمودند: و مؤمن به اندازه توان و دست باز بودنش بوی خوش استعمال کند.

13 - شادى کردن

در وصف شیعه و شیعیان گفته شده است که به شادی ما ائمه شادند و به حزن ما محزون؛ و مسلّم است که عید غدیر شادی بخش ترین عید ائمه است و شادمانی شیعه در این روز فرض است. 
از امام صادق(ع) نقل شده است که فرمودند: حقا که روز غدیر روز عید فرح و سرور است. هم چنین از امیر المومنین علی(ع) نیز نقل شده است که ایشان فرمودند: در روز عید غدیر اظهار فرح و شادمانی کنید و برادران مسلمان خود را نیز شاد گردانید.امام على(ع) فرمود: و اظهروا ... السرور فى ملاقاتکم؛ (15) در برخوردها شادى را آشکار کنید.
امام صادق(ع) فرمود: روز غدیر روز خوشحالى و شادى است. (16) 
حضرت رضا(ع) می فرمایند: [در روز غدیر] هر مرد و زن مؤمنی را شادمان سازید.

14 - صدقه دادن
روز غدیر یکى از مستحبات مؤکد صدقه دادن است. امام على(ع) فرمود: الدرهم فیه بمائتى الف درهم (17) ؛ فضیلت یک درهم که در روز غدیر داده شود، با فضیلت دویست هزار درهم برابر است.

15 - طعام دادن
در روز غدیر غذا دادن به مؤمنان اهمیت بسیار دارد،  امام صادق(ع) مى‏فرماید: و اطعم اخوانک؛  در روز غدیر، برادران دینى‏ات را اطعام کن.
امام رضا(ع) در فضیلت این عمل فرمود: من اطعم مؤمنا کان کمن اطعم جمیع الانبیاء و الصدیقین؛ (18) کسى که مؤمنى را در روز غدیر غذا دهد مانند فردى است که تمام پیامبران و صدیقین را غذا داده است. اهمیت طعام دادن در این روز به اندازه‏اى است که امام صادق(ع) روز غدیر را روز اطعام (19) خوانده است. - اطعام: از سنت های مؤکد دیگر در روز عید غدیر پذیرایی از مؤمنان است. امام صادق(ع)، درباره یکی از وظایف عید غدیر فرموده اند: و برادرانت را طعام ده.

16 - عمل صالح انجام دادن
روى ان العمل فیه یعدل ثمانین شهرا و روى انه کفارة ستین سنة. (20) ؛ روایت شده که کردار نیک در روز غدیر،  با عمل هشتاد ماه برابرى مى‏کند؛ و نیز روایت شده که کردار نیک در این روز کفاره شصت سال است.

17 - کمک کردن
کمک کردن به ضعیفان و نیازمندان پیام ویژه صاحب غدیر براى روز غدیر است؛ پیامى که به فرمان حضرت(ع) باید دهان به دهان به همه مردم ابلاغ شود: و لیعد الغنى على الفقیر و القوى على الضعیف؛ (21) باید در روز غدیر ثروتمند به تهیدست و توانا به ناتوان کمک کند.

18 - گذشت و آشتى کردن
چشم‏پوشى از گناه برادران و برقرارى ارتباط دوستانه از دیگر مستحبات روز غدیر شمرده شده است. (22)

19 - گشاده ‏رویى
امام على(ع) فرمود: و اظهروا البشر فیما بینکم؛ (23) با یکدیگر با گشاده‏رویى برخورد کنید.

20 - مساوات
امام على(ع) فرمود: و ساووا بکم ضعفائکم؛ (24) میان خویش و ضعیفان مساوات ایجاد کنید.

21 - مصافحه
مصافحه یا دست دادن از آداب اسلامی است و در روز عید غدیر به آن تاکید بیشتری شده است. امام علی(ع) می فرمایند: روز عید غدیر هنگامی که یکدیگر را ملاقات می کنید با هم مصافحه کنید. 
ذکر مخصوصی نیز در این روز هنگام مصافحه سفارش شده است که عبارت است از؛ الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایت امیرالمومنین و الائمه علیهم السلام؛ سپاس خدای را که ما را از جمله درآویختگان به ولایت امیرالمؤمنین علی و ائمه علیهم السلام قرار داد. 
امام على(ع) فرمود: إذا تلاقیتم فتصافحوا بالتسلیم؛ (25) وقتى در روز غدیر یکدیگر را ملاقات کردید به هم دست بدهید و سلام کنید.

22 - مهربانى و عطوفت کردن
امام على(ع) فرمود: والتعاطف فیه یقتضى رحمة الله و عطفه... (26)  ؛ با یکدیگر عطوفت و مهربانى کردن در روز غدیر،  موجب رحمت و عطوفت خداى متعال خواهد شد .

23 - مهمان کردن
امام رضا(ع) در روز غدیر گروهى را براى افطار نزد خود نگاه داشت.

24 - احسان و انفاق: احسان و انفاق از دستورات ویژه اسلامی است. اما در ایام بزرگی مثل عید غدیر بر آن تأکید بیشتری شده است. در سیره امام حسن(ع) است که ایشان روز عید غدیر مهمانی می داد و شخص امام علی(ع) نیز در آن مراسم شرکت می کردند. امام على(ع) فرمود: تباروا یصل الله الفتکم و البر فیه یثمر المال و یزید فى العمر. (27) ؛ به یکدیگر نیکى کنید که خداوند الفت میان شما را پایدار مى‏سازد و نیکى در این روز موجب افزایش مال و عمر مى‏شود.
امام صادق(ع) فرمود: ... و اکثر برهم. (28) ؛ در روز غدیر به برادران ایمانى،  بسیار نیکى کن

25  - صله رحم: صله رحم از پسندیده ترین آداب اسلامی است و شرع مقدس اسلام بر این مطلب تأکید فراوان نموده است. اما در روز عید غدیر بر این نکته سفارش بیشتری شده است. امام صادق(ع) می فرماید: از کارهایی که در روز عید غدیر مستحب است صله رحم است.

26 - دیدار با مؤمنان: زیارت برادران مؤمن از سنت های مهم اسلامی است؛ لیکن در روز عید غدیر، دید و بازدید به عنوان یکی از شعائر مذهبی و ولایی بیشتر مورد سفارش قرار گرفته و پاداش افزونتری دارد. 
حضرت امام رضا(ع) می فرمایند: هر کس که در روز غدیر به دیدار مؤمنی برود خداوند هفتاد نور در قبرش داخل کند و قبرش را بگستراند، و هر روز هفتاد هزار فرشته به زیارت قبرش آید و به او مژده بهشت دهد.

27 - رفع حاجت مؤمنان: رفع حاجت مومنان از جمله اعمالی است که اسلام برای آن ارزش خاصی قائل شده است و ائمه آن را از چند طواف برتر می دانند. در روز غدیر این عمل فضیلت بیشتری دارد. امام علی(ع) فرمودند: کسی که مؤمنان را در روز غدیر تکفل کند نزد خدای متعال من ضامنش هستم که از کافر شدن و پریشان شدن در امان باشد.  

28 - دلجویی و مهرورزی متقابل: حضرت رضا(ع)، روز غدیر را یوم التودّد خواندند؛ یعنی روز مهر ورزیدن. بنابراین در چنین روزی باید معتقدان به ولایت، غم را از دل دوستان حضرت علی(ع) به هر نحوی که مقدور باشد برطرف نمایند.

29 - وام گرفتن براى کمک به دیگران
امام على(ع) فرمود: من استدان لإخوانه و أعانهم فأنا الضامن على الله إن ابقاه قضاه و إن قبضه حمل عنه. (29) ؛ کسى که وام بگیرد تا به برادران مؤمنش کمک کند از سوى خدا ضمانت مى‏کنم که اگر او را زنده نگه داشت،  بتواند وامش را بپردازد و اگر نگه نداشت،  آن دین از دوش او برداشته شود .
توجه به دو نکته آشکار مى‏سازد که چگونه روز غدیر روزى ویژه به شمار آمده،  کمک کردن به دیگران در آن عملى بسیار مهم است.
الف) هر چند وام گرفتن از نظر شرع کار چندان مرغوبى نیست،  ولى این کار براى کمک به دیگران مستحب قرار داده شده است.
ب) اسلام حق‏الناس را بسیار مهم شمرده است،  ولى در روایت آمده که اگر وام گیرنده توفیق حیات نیافت،  خداوند حق مالى قرض‏دهنده را از دوش او برمى‏دارد.

30 - هدیه دادن
هدیه دادن و گرفتن با توجه به ضوابط شرعی کار پسندیده ای است و اثرات روانی خاصی مخصوصاً در کودکان و نوجوانان دارد و بهترین موقعیت هدیه دادن عید غدیر است. 
حضرت رضا(ع) عید غدیر را روز هدیه و بخشش می نامد و می فرمایند: [روز غدیر] روز بخشش و هدیه دادن است. 
امام على(ع) فرمود: هبو ـ أو هیئوا ـ لاخوانکم و عیالکم عن فضله؛ (30) از آنچه خداى متعال بر شما ارزانى داشته،  به خانواده و برادرانتان ببخشید. (31)
و نیز فرمود: تهادوا نعم الله کما مناکم ؛ نعمتهاى خداوند را به یکدیگر هدیه کنید همان طور که به شما عطا فرموده است.
امام رضا(ع) فرمود: أفضل على اخوانک فى هذا الیوم؛ (32) در این روز بر برادرانت بخشش کن.
امام رضا(ع) در این روز براى خانواده گروهى از اصحاب غذا،  گندم،  لباسهاى نو و حتى انگشتر و کفش فرستاد. (33) 
تشکیل اجتماع در روز عید غدیر
به جهت یادآوری روزی که پیامبر صلّی الله علیه و آله به امر خداوند علی(ع) را به امامت امت اسلامی نصب کرد به خاطرمقام محمد صلّی الله علیه و آله و خاندان او علیهم السلام اجتماعات تشکیل بشود؛ پس گردهمایى یکى از اعمال و احکام روز غدیر است. 
على(ع) فرمود: ... واجمعوا یجمع الله شملکم؛  در روز غدیر،  گرد هم آیید تا خداوند امورتان را از نابسامانى و پراکندگى برهاند. 

 

منابع اعمال فردی:

1)ـ بحارالانوار،  مجلسى،  ج 95،  ص .322
2)ـ همان،  ص .301
3)ـ بحارالانوار،  ج 95،  ص .321
4)ـ بحارالانوار،  ج 95،  ص .319
5)ـ مفاتیح الجنان،  ص .507
 (6 بحارالانوار،  ج 95،  ص 318
7)ـ مصباح المتهجد،  ص .702
8)ـ همان.
9)ـ الغدیر،  ص .285
10)ـ همان،  ص .286
11)ـ بحارالانوار،  ج ،  ص .95
12)ـ المراقبات،  ص .262
13)ـ  بحارالانوار،  ج 95،  ص .322
14)ـ تحریر الوسیله،  امام خمینى،  ج 1،  ص .98
16)ـ بحارالانوار،  ج 95،  ص .302
17)ـ التهذیب،  ج 3،  ص .143
18)ـ الکافى،  ج 4،  ص .567
19)ـ الغدیر،  ج 1،  ص 284

 

منابع اعمال اجتماعی:

1)ـ التهذیب،  شیخ طوسى،  ج 3،  ص .143
2)ـ الغدیر،  علامه امینى،  ج 1،  ص .287
3)ـ سوره حجرات،  آیه .10
4)ـ مستدرک الوسائل،  محدث نورى،  ج 1،  ص .456
5)ـ بحارالانوار،  مجلسى،  ج 95،  ص .322
6)ـ همان،  ص .301
7)ـ الغدیر،  ص .274
8)ـ بحارالانوار،  ج 95،  ص .303
9)ـ الغدیر،  ج 1،  ص .287
10)ـ التهذیب،  ج 6،  ص .24
11)ـ مفاتیح الجنان،  ص .659
12)ـ همان.
13)ـ همان،  ص .80
14)ـ همان،  ص .503
15)ـ الغدیر،  ج 1،  ص .287
16)ـ همان،  ص .284
17)ـ الغدیر،  ج 1،  ص 284؛ 
18)ـ بحارالانوار،  ج 95،  ص .322
19)ـ همان،  ص .302
20)ـ التهذیب،  ج 1،  ص .114
21)ـ مفاتیح الجنان،  ص .511
22)ـ مصباح المتهجد،  ص 702؛ الغدیر،  ج 1،  ص 284؛ المراقبات،  ص .256
23)ـ مصباح المتهجد،  ص 702؛ المراقبات،  ص .256
24)ـ همان.
25)ـ همان.
26)ـ الغدیر،  ج 1،  ص .287
27)ـ بحارالانوار،  ج 95،  ص .302
28)ـ مصباح المتهجد،  ص 702؛ المراقبات،  ص .256
29)ـ همان،  ص .255
30)ـ مصباح المتهجد،  ص .702
31)ـ بحارالانوار،  ج 97،  ص .119
32)ـ الغدیر،  ج 1،  ص .287
33)ـ مصباح المتهجد،  ص 702؛ الغدیر،  ج 1، ص .284



تاریخ ارسال : چهارشنبه 15 شهریور 1396   05:10 ب.ظ  | نویسنده :   مهربانو عرب مومنی

آیا می دانید وقایع سه روزه در غدیر کدامند؟

در طول سه روز توقف در غدیر پس از ایراد خطابه، چند ماجرا به عنوان تأكید و اهمیت غدیر به وقوع پیوست: پیامبر صل الله علیه و آله در این مراسم، عمامه خود را -  كه سحاب   نام داشت -  به نشانه جانشینى امیرالمؤمنین علیه السلام بر سر آن حضرت قرار دادند.
حسان بن ثابت از پیامبر صل الله علیه و آله درخواست كرد تا در مورد غدیر شعرى بگوید، و با اجازه حضرت اولین شعرغدیر را سرود.
جبرئیل به صورت انسانى ظاهر شد و خطاب به مردم فرمود:پیامبر صل الله علیه و آله براى على بن ابى‏طالب علیه السلام عهد و پیمانى گرفت كه جز كافر به خدا و رسولش آن را بر هم نمى ‏زند مردى از منافقین گفت: خدایا، اگر آنچه محمد علیه السلام مى ‏گوید از طرف توست سنگى از آسمان بر ما ببار یا عذاب دردناكى بر ما بفرست در همان لحظه سنگى از آسمان بر سر او فرود آمد و او را هلاك كرد، و این معجزه تأیید الهى بر غدیر را براى همگان روشن كرد.
پس از سه روز مراسم پر شورغدیر پایان یافت، و آن روزها به عنوان ایام الولایة در صفحات تاریخ نقش بست.
مردم پس از وداع با پیامبرشان و معرفتِ كامل به جانشینان آن حضرت تا روز قیامت، راهى شهر و دیار خود شدند. خبرِ واقعه ی غدیر در شهرها منتشر شد و به سرعت شایع گردید و بدین گونه خداوند حجتش را بر همه مردم تمام كرد.
اكنون با گذشت هزار و چهارصد نام غدیر همچنان بر بلندترین قله تاریخ اسلام مى ‏درخشد؛ و خطابه ی غدیر به عنوان آخرین و بزرگ ترین پیام الهى در تاریخ انبیا براى بشریت شناخته شده است.



تاریخ ارسال : سه شنبه 14 شهریور 1396   05:36 ب.ظ  | نویسنده :   مهربانو عرب مومنی

آیا می دانید احتجاجات به حدیث غدیر کدامند؟

به نام خداوند همه مِهر مِهر وَرز


 

احتجاجات به حدیث غدیر

 

الف) احتجاج امام على‏ علیه السلام

امام على ‏علیه السلام بعد از وفات پیامبرصلى الله علیه وآله وسلم در هر زمانى كه شرایط مناسب بود حقانیت خود را از هر راه ممكن به اثبات مى ‏رساند كه از آن جمله تذكر به حدیث غدیر مى ‏باشد. اینك به مواردى اشاره مى‏ شود.
 

1- روز شورا:

در مناقب خوارزمى و فرائد السمطین از ابى الطفیل عامربن واثله نقل شده كه گفته: من در روز شورا كنار على‏ علیه السلام بودم و شنیدم كه حضرت به اعضاى آن شورا مى ‏گفت: هر آینه به چیزى احتجاج خواهم كرد كه هیچ كدام از شما نمى ‏تواند آن را منكر شود. سپس فرمود: شما را به خدا سوگند آیا در میان شما كسى هست كه رسول خداصلى الله علیه وآله وسلم در حق او فرموده باشد: من كنت مولاه فعلى مولاه، اللهم وال... گفتند به خدا هرگز

 

2- ایام خلافت عثمان:

 

در فرائد السمطین از سلیم‏بن قیس هلالى نقل شده كه على‏ علیه السلام را در عصر خلافت عثمان در مسجد پیامبر صل الله علیه و آله مشاهده كردم در حالى كه جماعتى در مسجد مشغول ذكر فضیلت و سوابق قریش بودند. جماعت از حضرت پرسیدند كه چرا ایشان سخن نمى ‏گوید و حضرت طى بیانى به این جا رسیدند كه پیامبر در خطبه ‏اى مرا در غدیر خم منسوب به خلافت كردند و فرمودند: هر كس من مولاى اویم على مولاى او است...

 

3-  در اجتماع كوفه (روز رحبه):

 

زمانى كه به حضرت خبر رسید كه مردم وى را در ادعاى حقانیت خود بر خلافت متهم مى‏سازند در میدان كوفه حاضر شده و به حدیث غدیر استشهاد كردند.
این استشهاد به حدى شایع و علنى بوده كه بسیارى از تابعین آن را نقل كرده و علما نیز با سندهاى مختلف آن را آورده ‏اند.

 

4-  در جنگ جمل:

 

 حضرت على‏ علیه السلام در روز جمل كسى را به دنبال طلحه فرستاده و به او گفتند: به خدا قسم نشنیدى كه پیامبرصلى الله علیه وآله وسلم فرمودند: من كنت مولاه...؟ گفت: آرى. حضرت فرمود: پس چرا با ما جنگ مى ‏كنى؟

 

5- احتجاج در روز صفین:

 

سلیم ‏بن قیس هلالى در كتاب خود نقل مى‏ كند كه امیرالمؤمنین ‏علیه السلام در صفین در ذكر مناقب خود به حدیث غدیر متذكر شدند.

 

ب) احتجاج اهل بیت به حدیث غدیر:

 

اهل بیت هر زمانى كه شرایط را مناسب مى‏ دیدند به این حدیث احتجاج مى‏ كردند. 

 

احتجاج حضرت زهرا علیها السلام به حدیث غدیر

 

شمس الدین جزرى دمشقى به سند خود از ام كلثوم دختر فاطمه‏ علیها السلام و او از فاطمه زهراعلیها السلام نقل كرده كه حضرت فرمودند: آیا فراموش كردید گفتار رسول خداصلى الله علیه وآله وسلم را در روز غدیر خم كه فرمودند: هر كس من مولاى اویم پس على مولاى او است و گفتارش كه فرمودند: تو نزد من همانند هارون نزد موسى هستى

 

احتجاج امام حسن‏ علیه السلام به حدیث غدیر

احتجاج امام حسین‏ علیه السلام به حدیث غدیر

 

ج) احتجاج دیگران به حدیث غدیر:

غیر از اهل بیت‏ علیهم السلام نیز در مواردى خاص به حدیث غدیر احتجاج و تمسك كرده ‏اند و این دلالت دارد كه این حدیث نزد عموم مسلمانان از جایگاه ویژه ‏اى برخوردار است.
 


منابع:

1- جوینى، فرائد السمطین، ص 312، ح 250.
2- ابن ابى الحدید، شرح نهج‏ البلاغه، ج 4، ص 74؛ ابن الاثیر، اسد الغابه، ج 3، ص 307؛ ابن حنبل، المسند، ج 1، ص 135، ح 642؛ هیثمى، مجمع الزوائد، ج 9، ص 107 و...؛ ابن كثیر، السیرة النبویة، ج 4، ص 419؛ ابن عساكر، ترجمة الامام على ‏بن ابى‏طالب، ج 2، ص 1.
3-  نیشابورى، المستدرك، ج 3، ص 371؛ خوارزمى، المناقب، ص 182، ح 221؛ هیثمى، ابابكر، مجمع الزوائد، ج 9، ص 107.
4- سلیم، كتاب سلیم، ص 422.
5- الامینى، الغدیر، ج 1، ص 127، به نقل از: جزرى، اسنى المطالب.
6- قندوزى، ینابیع الموده، ج 3، ص 369.
7- سلیم، كتاب سلیم، ص 321.
8- خوارزمى، المناقب، ص 199، ح 240؛ ابن ابى الحدید، شرح نهج‏ البلاغه، ج 2، ص 206؛ ابویعلى موصلى، المسند، ج 11، ص 307، ح 6423؛ هیثمى، مجمع الزوائد، ج 9، ص
105.9.ابن مغازلى، المناقب، ص 112، ح 155؛ ابن حجر هیثمى، الصواعق المحرقه، ص 126؛ ذهبى،
میزان الاعتدال، ج 1، ص 441، رقم 1643.



تاریخ ارسال : یک شنبه 12 شهریور 1396   05:47 ب.ظ  | نویسنده :   مهربانو عرب مومنی

آیا می دانید شباهت شب عید غدیر با شب قدر در چیست؟

شب عید غدیر از یک نظر شبیه لیله القدر است. گاهی انسان به یکدیگر تبریک می گوید، یک شیرینی توزیع می کند؛ گاهی هم ممکن است چند رکعت نمازی که در کتاب های دعا نوشته است، بخواند؛ اینها بهره ضعیفی از عید ولایت است. اگرمقداری جلوتر رفتیم، می بینیم راه بازتر است که ما شب عید غدیر را شبیه لیله القدر بدانیم. 
تجلّی همتائی قرآن و عترت (ع) در حدیث ثقلین 
توضیح مطلب این است که: در جریان غدیر وجود مبارک رسول گرامی (ص) بعد از نصب وجود مبارک حضرت امیر (ع) این حدیث معروف ثقلین را خواندند. این حدیث را مکرر حضرت به اطلاع عموم مسلمانها رساندند که: انّی تارکم فیکم الثّقلین کتاب الله و عترتی.
بعد هم فرمود: اینها همتا وکفو همند. اگر خدای سبحان لم یکن له کفواً احد(۱)است، اما کلام او بدون کفو نیست، چه اینکه ولیّ او هم بدون کفو نیست. خدا حتماً بی همتاست؛ کتاب او حتماً با همتاست، ولیّ او حتماً با همتاست. همتای قرآن کریم، عترت طاهرین است. فرمود: این دو ثقل از هم جدا نیستند و جدا نمی شوند. چه عدّه ای بگویند : حسبنا کتاب الله(۲)، چه عدّه ای نگویند؛در هر حال اینها با همند. هم قرآن، جامعه را به عترت دعوت می کند، و هم عترت،مبیّنان و مفسّران و حامیان و مدافعان و مجریان حدود قرآن کریمند. نه آنها از قرآن جدایند، نه قرآن از آنها جدا؛ انّی تارکم فیکم الثّقلین کتاب الله و عترتی لن یفتر قا حتّی یر دا علیّ الحوض (۳)، این اصل اوّل. 
ابلاغ ولایت علی (ع) به عنوان همتای قرآن و خلاصه عترت طاهرین (ع) در حادثه غدیر 
اگر عترت،همتای قرآن است، و اگر طلیعه عترت در غدیر پایه گذاری می شود، و اگر علی (ع) اوّلین عنصر طیّب و طاهر عترت است؛ و اگر این ۱۳ معصوم را بخواهید خلاصه کنید، یک جا به نام علی بن أبیطالب ظهور می کند؛ درباره این علی نیز وارد شده است: 
یا أیّها الرّسول بلّغ ما انز ل الیک (۴). آنچه درباره ولایت و خلافت و امامت و همتائی علی با قرآن صادر شده است را به مردم ابلاغ بکن. این می شود اصل دوّم. 
در موردعموم منزله؛ شما می بینید در فقه وقتی گفتند: رضاع، کار نسب را می کند؛ یک فقیه از عموم منزله بهره های فراوانی می برد. یک متکلّم، یک مفسّر، یک حکیم مجاز است که از این عموم منزله مطالب زیادی استفاده کند. آن عموم منزله فقهی به عهده فقیه است؛ این عموم منزله به عهده متکلّم، حکیم و مفسّر. 
اگر عترت، به منزله قرآن است، و اگر در غدیر،جریان ولایت عترت نازل می شود؛ و اگر شبی که قرآن نازل می شود، لیله القدر است و خیر من ألف شهر(۵)؛ چرا شب و روزی که ولایت و آیه بلّغ ما انز ل الیک نازل می شود؛ لیله قدر نباشد، روز قدر نباشد، خیر من ألف شهر نباشد ؟! 
اندک بودن متاع دنیا و خیر کثیر 
کلّ دنیا یک متاع اندک است ! آنکه دنیا را آفرید، نگفت: زمین یک چیز کوچکی است؛ نگفت: این ۷ طبقه آسمان کم است ! کلّ مجموعه دنیا را فرمود: قل متاع الدّنیا قلیل (۶). امّا معارف الهی، فقه الهی، تفقّه در دین، قرآن یاد گرفتن؛ اینها ( حکمت ) است. و من یؤت الحکمه فقد اوتی خیراً کثیراً (۷). این خداست که کلّ دنیا را متاع اندک می داند، و معارف الهی را « خیر کثیر » ! آن بزرگواران که از خیر کثیر بهره بردند، می گویند: اینها که دنیا زده اند؛ 
چو آن کرمی که در گندم نهان است 
زمین و آسمان او همان است 
این گندم هائی که گاهی در انبار یا غیر انبار درآنها کرم می افتد را دیده اید؛ خود گندم مگر قطرش چقدر است ! صدر و ذیلش چقدر است ؟! خیلی باشد، ۱ سانت؛ هرگز ۱ سانت نمی شود. این کرم کوچکی که در درون این گندم رشد کرده؛ یک آسمانی دارد، یک زمینی دارد که زمین و آسمان او را خود آن دانه گندم تشکیل می دهد. آن سقف زبرینش می شود آسمان او، آن زیرینش می شود زمین او؛ 
چه آن کرمی که در گندم نهان است 
زمین و آسمان او همان است 
امّا وقتی که به معارف الهی می رسید، می بینید روایاتی که مربوط به بهشت است، می فرماید: اگر تمام مردم دنیا، نه مردم یک عصر ! مهمان یک انسان بهشتی بشوند، جا دارد. خانه یک بهشتی در بهشت آنقدر وسیع است که اگر اهل الدّنیا مهمان او بشوند، می تواند پذیرائی کند؛ یک چنین عالمی است. آنهائی که نسبت به آن جهان، یک رائحه ای را استشمام کردند؛ این شعرها را می گویند، این نثر و نظم را دارند: که کلّ دنیا مثل یک حبّه گندم است، انسان دنیا زده درون این حبّه گندم،آسمان و زمینش همین است ! 
باور کردن شباهت عید غدیر با شب قدر 
پس ما چند جور می توانیم از لیله غدیر، از یوم غدیر استفاده کنیم. یکی اینکه در مصافحات بگوئیم: الحمد للّه الّذ ی جعلنا من المتمسّکین بو لایه علی بن أبیطالب (۸). این جزء سنن ماست، دستورات ماست؛ باید بگوئیم، می گوئیم، ثواب هم می بریم. تبریک هم می گوئیم، احیاناً این چند رکعت نمازی هم که گفتند، می خوانیم؛ احیاناً آن دعای بعد از نماز هم می خوانیم؛ امّا اینها ذرّه ای از ذرّات غدیر است !! ما اگر بتوانیم یوم غدیر را، لیله غدیر را باور کنیم که به منزله لیله القدر است؛ آنوقت چقدر از ولایت استفاده می کنیم ؟ به چه دلیل کمتر از لیله القدر باشد ؟! مگر نفرمود: اینها همتای همند ؟ مگر نفرمود: اینها هرگز از هم جدا نیستند؟ 
عدم هیچ گونه تعارض میان قرآن کریم و عترت طاهرین (ع) 
اگر قرآن یک حقیقتی داشته باشد که عترت طاهرین (معاذ الله) فاقد آن حقیقت باشند؛ فافترقا ! چه اینکه اگر عترت طاهرین یک مطلبی داشته باشند که قرآن نداشته باشد، (معاذ الله) فافترقا ! این اوّلین طلیعه افتراق است. هر حقیقتی که در قرآن است، اینها دارا هستند؛ هر چه را اینها دارا هستند، از قرآن گرفتند. اگر قرآن بخواهد به صورت یک انسان در بیاید، می شود علی و اولاد علی. اگر علی و اولاد علی (علیهم السّلام) بخواهند به صورت یک کتاب تدوینی ترسیم بشوند، می شوند قرآن. که فرمود: أنا کتاب الله النّاطق (۹). 
اگر اینچنین است؛ آنوقت اگر انّا انزلناه فی لیله القدر(۱۰) ما را به اهمیّت شب نزول آگاه می کند،چرا بلّغ ما انز ل الیک من ربّک ما را به اهمیّت شب غدیر و روز غدیر آگاه نکند ؟! پس ما این راه را هم داریم، این راه هم جلوی ما باز است.

منابع:

سایت تبیان

خطابه غدیر

قرآن کریم


سایت الف ( www.alef.ir )

سایت راسخون



تاریخ ارسال : یک شنبه 12 شهریور 1396   04:47 ب.ظ  | نویسنده :   مهربانو عرب مومنی

آیا می دانید بر غدیر چه گذشت؟

در غدير حدود صدهزار تن از مسلمانان حضورداشتند و مشاهده‏كردند كه پيامبر با جملاتى رسا و بدون كمترين ابهام على(ع) راهدايتگر امت، سرپرست و زمامدار مسلمانان و جانشين خود معرفى‏فرمود. نخستين تبريك گويان به على(ع) عمربن خطاب و ابوبكربودند (1) . پس از رحلت پيامبر(ص) در حالى كه هنوز پيكر مقدس‏رسول خدا(ص) دفن نشده بود مردم در پايمال كردن حق على(ع) پيش‏تاختند كه گويا پيرامون منزلت على(ع) كمترين سخنى از هيچ كس‏نشنيده‏اند و پيامبر آن سخنان را در تاكيد بر جايگاه‏على(ع)بيان نكرده است. امروز نيز اين كج روى براى بسيارى باقى است.اما آيا مى‏توان در كوشش پيامبر براى معرفى جايگاه على(ع)ترديد كرد؟ آيا رسول خد(ص) از بيراهه روى مردم پس از خود باخبر نبود؟ در صورت اطلاع، چه تدابيرى انديشيد تا رويدادهايى كه‏مى‏دانيم پيش نيايد؟اين وقايع به چه سبب تحقق يافت؟ 
شك نيست كه رسول خدا(ص) از همه آن مسايل با خبر بود. او حتى‏در روزهاى پيش از رحلت، فرمود: بزودى فتنه‏ها همچون امواج‏تاريك شب (به سوى امت من) روى مى‏آورد. آن حضرت پيش بينى‏هاى‏فراوان ديگرى نيز كرده كه منافقان بيشتر آن را خنثى ساختند.چه بسا به سبب همان تاكيدها و پيش بينى‏ها بود كه منافقان‏ورزيده (2) مدينه بيشتر از قبل مانع اجراى فرمانهاى حضرت شدند. بدين ترتيب، بايد به فراموشى سپردن غدير را به عواملى ديگرمربوط دانست كه اين گفتار بدان مى‏پردازد. 
پيشگيرى از انتشار فضايل على(علیه السلام) 
1- حقيقت آن است منافقانى كه پيرامون پيامبر را احاطه كرده‏بودند و گاه خويشتن را به پيامبر منسوب مى‏دانستند، از ديربازهرگاه رسول خدا(ص) مى‏خواست از فضايل على(ع) حقيقتى نقل كند به‏شيوه‏هاى مختلف از انتشار آن جلوگيرى مى‏كردند. در صحيح بخارى ومسلم دهها روايت نقل شده كه در همه آنها چنين آمده است: چون‏سخن پيامبر بدينجا رسيد عده‏اى فرياد كردند يا تكبير گفتند ونگذاشتند حضرت سخنش را به پايان برساند. (3) اين توطئه‏ها چنان‏نيرومند بود كه در باز گشت از حجه‏الوداع چون آيه «ياايهاالرسول‏» نازل شد، رسول خدا(ص) نخست در ابلاغ آن به مردم‏درنگ كرد. زيرا بيم داشت كه رياست جويان فرصت طلب با اعتراض،مانع پذيرش عمومى شوند يا توطئه‏اى عليه وى به اجرا گذارند. (4) بدين منظور، نويد الهى بر پيامبر نازل گرديد كه:«والله‏يعصمك من‏الناس‏» تو ماموريت‏خويش را به انجام رسان ودر هر حال خداوند تو را از (شر توطئه‏هاى) مردم حفظ خواهد كرد. با اين حال، پس از ابلاغ پيام، چهارده تن از همراهان حضرت باهم‏پيمان بستند كه هرطور شده نگذارند خلافت پس از رسول خدا(ص) به‏على(ع) برسد. آنگاه طرح ترور پيامبر را قبل از رسيدن به مدينه‏به اجرا گذاشتند كه بى نتيجه ماند. (5) 
دست هاى توطئه 
2- شمار حاضران در غديرخم حدود صد هزارتن ياد شده است. عددافرادى كه در آن واقعه حضور داشتند و به مدينه بازگشتند بسياركمتر از اين رقم بود. در اين ميان، برخى زن و عده‏اى سالخورده‏بودند و در هيچ يك از صحنه‏هاى اجتماعى حضور نداشتند تا نقشى‏ايفا كنند. گروهى نيز منافقان و رياست طلبانى بودند كه عهدبسته بودند بكوشند زمامدارى پس از پيامبر(ص) به على‏بن‏ابى‏طالب(ع) منتقل‏نشود. بخوبى معلوم است كه اين گروه فرصت‏طلب به طور طبيعى مى‏كوشيدند تا آنجا كه ممكن است‏با تبليغ،توطئه، تهديد يا تطميع، شاهدان ماجراى غدير را به سوى خويش‏جلب كنند و يا دست كم به بى‏طرفى وادارند. چنانكه حوادث پس ازرحلت رسول خدا نشان داد اغلب شاهدان غدير طرفدار خلفا شدند يادست كم بى‏طرف ماندند. با همه اينها، از آنجا كه خفقان آن ايام‏بسيارى از حوادث آن روزها را پنهان داشته يا دگرگون ثبت كرده‏است، بعيد نيست عده‏اى سر به مخالفت‏برداشته و سركوب شده‏باشند. چنانكه شواهدى نيز اين امر را تاييد مى‏كند. وقتى نقل‏حديث پيامبر پيرامون مسايل اخلاقى و احكام براى مدت صد سال‏ممنوع باشد، طبيعى است كه اخبار سياسى و اجتماعى آن دوران همه‏به سختى به نسل بعد منتقل شود و چه بسا گروههايى از مردم‏مدينه با ياد آورى غدير به مخالفت‏با غاصبان حق على‏بن‏ابى‏طالب(ع) پرداخته، سركوب شده باشند. 
موضع گيرى مردم 
3- اهالى مدينه در برابر منزلت الهى و سياسى على‏بن ابى‏طالب‏چند گروه بودند. كسانى چون مقداد و سلمان وابوذر تا پايان ازجانبدارى خود دست‏بر نداشتند و تا امام با مخالفان خود بيعت‏نكرد تن به بيعت ندادند. بعد از آن نيز پيوسته زير نظر بودندو گاه با شكنجه به سكوت واداشته مى‏شدند. گروهى سازمان يافته‏ديگرى بود كه به دلايلى كه بر خواهيم شمرد در انتظار رحلت‏پيامبراكرم(ص) به سر مى‏بردند تا حكومت را به دست‏گيرند. 
جمعى‏نيز مسلمانان عادى بودند كه چندان به امور سياسى و اجتماعى‏كارى نداشتند و ايمان به اسلام نزد آنها جز ترك برخى گناهان وانجام بعضى واجبات مفهوم ديگرى نداشت. اينان اغلب از مقام شامخ امامت و وجوب پيروى از امام- بدان حد كه ما امروز معتقديم- چيزى نمى‏دانستند. چنانكه گاه به فرمانهاى رسول خدا (ص) نيز كم‏توجهى مى‏كردند و چنين مى‏پنداشتند كه تخلف از فرمانهايى كه در بردارنده حكمى از احكام شرع نيست، بى مانع است. (6) بر اين اساس، نمى‏توان سهل‏انگارى اين گروه از مردم را به عمد و از روى عناد دانست. وقتى گروهى بتواند در كمتر از چند ساعت‏به حكومت دست‏يابد و بر اوضاع مسلط شود، آرام كردن و همراه ساختن اين مردم با خود برايش دشوار نيست. 
حركت هاى مرموز 
4- روز رحلت پيامبر در مدينه را بايد شديدترين ايام حزن وحيرت مسلمانان ياد كرد. در آن روز، جز عده‏اى كه در كمين چنين‏فرصتى به سر مى‏بردند، بقيه سخت گرفتار ماتم و بهت گشته،بيمناك آينده خود و اسلام بودند. آن روزها عده‏اى ادعاى پيغمبرى‏كرده، در پى فرصتى براى حمله به مدينه بودند. گروهى از قبايل‏غير مسلمان شبه جزيره يا كشورهاى همسايه نيز با اين فرصت‏طلبان، هم انگيزه و هم راى بودند. در اين زمان، عاقلانه‏ترين‏كارى كه به ذهن مردم ساده انديش مى‏رسيد اين بود كه در مقابل‏ناآراميهاى احتمالى شهر، آرامش و انزوا اختيار كنند و نامطمئن‏از پيروزى كسى، به مخالفت‏با ديگرى برنخيزند. اين مردم هنوزسابقه جنگهاى داخلى عرب را از ياد نبرده بودند كه گاه براى به‏دست آوردن چراگاه حيواناتشان سالها به كشتار يكديگرمى‏پرداختند. سر در گمى مردم مدينه در آن روز وصف نشدنى است. وفات پيامبر براى بيشتر مردم كاملا در باور نمى‏گنجيد; تا آنجاكه انكار وفات او ممكن مى‏نمود. در اين موقعيت، براى فرصت‏طلبان، بهترين زمان براى نيل به بزرگترين مقاصد سياسى فراهم‏بود، به خصوص اگر از سالها پيش در انديشه اين روز به سرمى‏بردند و برايش نقشه داشتند. 
جز توطئه‏گران هيچ مسلمانى باورنمى‏كرد كه عده‏اى در آن ساعات، پيكر مطهر پيامبر(ص) را بى غسل‏و كفن رها كرده، به دنبال اخذ راى و بيعت‏براى رياست‏خودباشند. شايد هم مى‏انديشيدند اگر كسى در پى اين مقاصد باشد، جزشرمسارى و شكست چيزى به دست نمى‏آورد. افزون بر اين، آن گونه‏هم دورنگر و چاره انديش نبودند تا حركتهاى مرموز را بزودى‏شناسايى كنند و براى جلوگيرى از آن، تصميم فورى گيرند. براى‏آنها نيز كه به منزلت اهل‏بيت(عليهم السلام) و اميرمومنان(ع)آشنايى داشتند باور اينكه عده‏اى اندك بخواهند بر مناصب آنان‏تكيه زنند، بسيار دور و دشوار بود; حتى تا مدتها كسانى‏نمى‏توانستند بپذيرند كه فرزند ابوقحافه زمامدار مسلمانان شده‏است و فرزند ابوطالب عزلت نشين خانه. يعقوبى مى‏نويسد: چون‏جنجال بيعت‏با ابوبكر بالا گرفت، «براء بن عازب‏» با تعجب وحيرت به خانه بنى‏هاشم آمده، گفت: باابوبكر بيعت‏شد! آنان‏گفتند: مسلمانان در غياب ما چنين نخواهند كرد. ما به محمد(ص)سزاوارتريم. پس عباس گفت: به خداى كعبه، چنين كردند! (7) ابن‏ابى الحديد مى‏نويسد: در همان روزهاى سقيفه كسى از بستگان‏على(ع) اشعارى در مدح او سرود كه ترجمه آن چنين است: هرگز فكرنمى‏كردم رهبرى امت را از خاندان هاشم واز امام ابوالحسن سلب‏كنند... (8) 
ترفندها براى همراه سازى مردم 
5- از آنجا كه رويدادهاى پس از رحلت پيامبر اغلب از طرف‏مخالفان شيعه نگاشته شده است و پس از آن نيز بيشتر تاريخ‏نگاران، عناصر وابسته به دربار خلفا بودند، كشف حقايق ازلابه‏لاى آن اخبار امرى دشوار است و بر همين اساس، به‏درستى‏نمى‏توان دانست كه بعد از رحلت رسول اكرم(ص) آنها كه حكومت رابه دست گرفتند، كردار خويش را چگونه توجيه كردند و به مردم چه‏گفتند! آيا مردم بيعت‏خود با على‏بن ابى‏طالب(ع) در غدير رافراموش كرده بودند؟ آيا با خود نمى‏گفتند چگونه آن بيعت را نقض‏مى‏كنند؟ مگر نه اين است كه عرب براى بيعت و عهد خود بيش ازچيزهاى ديگر اهميت قائل بود؟ بنابراين، رفتار خود را چگونه‏توجيه كردند؟ آيا ابوبكر و عمر از اولين كسانى نبودند كه درسرزمين غدير با على(ع) بيعت كردند؟ با اين حساب در انظار عموم‏چگونه توانستند رفتار خود را تا اين حد قانونى نمايش دهند يادست كم بر خلاف سفارش پيامبر ندانند؟! انصار چه فكر مى‏كردند؟آنها براى اقدام خود چه بهانه‏اى داشتند؟! آنچه مى‏توان گفت اين‏است كه از هجدهم ذى‏حجه تا 28 ماه صفر سال يازدهم هجرى رخدادحوادث حاكى از آن است كه عده‏اى زمينه‏هاى به خلافت رسيدن على‏بن‏ابى‏طالب(ع) را ناهموار ساختند و چه بسا در اين باره با گروهى‏به گفتگوهاى سرى پرداختند. هرچه هست، وقتى رسول خدا(ص) وفات‏كرد، دست كم برخى از مردم، حتى آنان كه با خليفه جديد بيعت‏كردند، گمان نمى‏بردند اين بيعت‏به معناى «غصب مقام على بن‏ابى‏طالب(ع‏») است.شايدهم به آنها چنان نمايانده بودند كه آنچه در غدير بر آن‏تعهد سپرده‏اند تعهدى لازم الاجرا نيست‏يا تعهد امروز به معناى‏نقض تعهد غدير نيست. بدين معنى كه خليفه‏اى كه امروز با اوبيعت مى‏شود مجرى حكومت است نه رهبر امت. بنابراين، مى‏شود كه‏رهبر معنوى فرد ديگرى باشد و مجرى كارها شخص ديگر! 
اما بيشترچيزى كه به طور رسمى، پس از رحلت پيامبراكرم(ص)، بهانه سرپيچى‏از بيعت غدير شمرده مى‏شد، ادعاى عمر و ابوبكر مبنى بر نسخ‏فرموده رسول خدا(ص) بود. ابان بن ابى عياش مى‏گويد: امام باقر(ع) فرمود: ما اهل بيت ازستم قريش و متحد شدنشان عليه ما و كشتن، چه چيزها ديده‏ايم، وشيعيان و دوستداران ما چه‏ها ديده‏اند؟! پيامبر(ص) از دنيا رفت‏در حالى‏كه در باره حق ما اقدام فرموده بود و به اطاعت مافرمان داده و ولايت ما را واجب كرده بود و به مردم خبر داده‏بود كه ما صاحب اختيارتر از خود آنها بر ايشانيم و دستور داده‏بود كه حاضرانشان به غايبان برسانند. 
آنان بر ضد على(ع) متحد شدند. آن حضرت هم با آنچه پيامبر(ص)در باره او فرموده بود و عموم مردم شنيده بودند، در مقابل‏آنان استدلال كرد. گفتند: درست مى‏گويى، پيامبر(ص) اين رافرموده است ولى آن را نسخ كرده و گفته: «ما اهل‏بيتى هستيم كه‏خداوند عزوجل ما را بزرگوار داشته و انتخاب كرده و دنيا رابراى ما راضى نشده است و خداوند نبوت و خلافت را براى ما جمع‏نمى‏كند.» (9) 
چهار تن بر درستى سخن او گواهى دادند: عمر وابوعبيده و معاذ بن جبل و سالم مولى ابى حذيفه. اينان مساله‏را بر مردم مشتبه كردند، مطلب را بر آنان راست جلوه دادند.ايشان را به عقب برگرداندند و خلافت را از جايى كه خدا قرارداده بود، خارج كردند.بر ضد انصار با حق ما و دليل ما استدلال كردند و خلافت را براى‏ابوبكر منعقد ساختند. ابوبكر هم آن را به عمر برگرداند تاكارش را جبران كرده باشد. (10) به سبب همين پندار بود كه وقتى‏بعدها على(ع) و فاطمه(س) از انصار كمك خواستند، آنها گفتند:اى دختر پيامبر(ص) (اين كار گذشت) ما با اين مرد (ابوبكر)بيعت كرديم. اگر پسرعموى شما پيش از اين بيعت از ما بيعت‏مى‏خواست ما جز او با ديگرى بيعت نمى‏كرديم! على(ع) در جواب‏آنها مى‏گفت: آيا بايد جنازه پيامبر را در خانه‏اش واگذارم، به‏كار غسل و كفن و نماز و دفن جسد مباركش نپردازم و از خانه‏بيرون آيم و با مردم در كار حكومت‏به كشمكش مشغول شوم؟! (11) گويى آنان با اعتقاد به مقام على بن ابى‏طالب(ع) به رياست كسى‏راى داده بودند و ديگر نمى‏توانستند راى خويش را باز ستانند! 
معلوم نيست كه همه حاضران در غدير، در روز تشكيل سقيفه چه‏مى‏پنداشتند؟ شايد برخى را با اين توجيه، گروهى را با توجيه‏ديگر، عده‏اى را با تهديد و كسانى را با تطميع راضى كرده‏باشند. اما رفتارهاى نابخردانه جمعى از مردم پس از سقيفه،حاكى از آن است كه خام كردن اين دسته از مردم براى گردانندگان‏سقيفه چندان مشكل نبوده است. 
چشم به تصميم امام(علیه السلام) 
6- پس از همدستى توطئه‏گران در غصب خلافت اميرمومنان على(ع) ورسميت‏يافتن زود هنگام خلافت ابوبكر، بيشتر دوستداران‏اهل‏بيت(عليهم السلام) چشم به تصميم امام داشتند و چون آن حضرت‏را مامور به صبر و در تنگنا ديدند، نا اميد از هر اقدام‏نتيجه بخش، مهر سكوت بر لب زدند و شيوه بى‏تفاوتى پيمودند. اين‏موضع‏گيرى، پايه‏هاى حكومت را استوارتر كرد، جرات آنان را درهتك مقام اهل‏بيت(عليهم السلام) افزون ساخت و رفته رفته كار به‏جايى رسيد كه دم زدن از حق على‏ابن ابى‏طالب(ع) جرم شناخته شد.چون بشيربن سعد انصارى استدلالهاى امام على(ع) را شنيد، گفت:اى ابوالحسن، اگر مردم اين كلمات را قبل از اين از تو شنيده‏بودند هيچ كس بر تو اختلاف نكرده، همه با تو بيعت مى‏كردند; جزآنكه تو در خانه نشستى و مردم گمان كردند كه تو به خلافت نيازندارى! 
كينه‏ها و حسادتهاى پنهان 
7- يكى از عمده‏ترين دلايل سكوت مردم در مقابل پايمال شدن حق‏اميرمومنان(ع) كينه و حسادتى بود كه قبايل عرب، بخصوص‏مهاجران، از او داشتند. رسم قبايل چنين بود كه اگر از قبيله‏آنان كسى كشته مى‏شد، همه آنان و قبايل هم پيمان وظيفه داشتنداز قبايل يا قبيله قاتل انتقام گيرند. هر چند اين رسم جاهلى‏پس از اسلام بى‏اعتبار شد، ولى آثار آن هنوز باقى بود. آنهاتوان انتقام جاهلى را نداشتند اما دلهايشان از كينه پاك نشده‏بود و اگر كسى اين اندازه به قبيله‏اش دلبستگى نداشت‏با عرب وعصبيت عربى بيگانه شناخته مى‏شد. اين در حالى بود كه بيشتر قبايل در نبرد با رسول خدا(ص) شركت‏كرده، فرد يا افرادى از آنها به دست على(ع) يا بنى‏هاشم كشته‏شده بودند. از سوى ديگر از دير باز همه قبايل مكه، بخصوص‏قريش، به نوادگان هاشم و كمالات ايشان حسد مى‏ورزيدند و ازاينكه آنان مناصب اجتماعى را برعهده دارند رنج مى‏بردند و براى‏زمانى كه اين منزلت و منصب از ايشان سلب شود، روز شمارى‏مى‏كردند. 
سرانجام زمان بروز كينه و حسادت فرا رسيد، تعصبات‏قبيله‏اى بيدار شد و قدرت طلبان به مراد خويش دست‏يافتند. بلاذرى مى‏نويسد: «حباب بن منذر» كه خود از انصار بود، درماجراى سقيفه گفت: ما چون در جنگها پدران اينان (مهاجران) راكشته‏ايم از ما انتقام خواهند گرفت. (12) وقتى انصار به سبب‏كشتن پدران مهاجران از آنان بهراسند، پس امام على(ع) بايد درانتظار خشن‏ترين برخوردهاى قريش به سربرد; زيرا در «بدر» به‏تنهايى نيمى از كشتگان قريش را كه هفتاد تن بودند به قتل‏رساند. 
طبرى مى‏نويسد: زمانى عمر بن خطاب به ابن عباس گفت: مى‏دانى چراقريش از خاندان شما جانبدارى نكردند، در حالى كه پدرت عموى‏پيامبر(ص) و تو پسر عموى او هستى؟... زيرا قريش مايل نيستنداجازه دهند نبوت و خلافت در خاندان شما جمع شود. براى اينكه‏بدين وسيله احساس غرور و شادمانى خواهيد كرد. (13) عرب حتى‏رسول خدا(ص) را نيز به سختى تحمل كرد. سران برخى از قبايلى كه‏به آن حضرت ايمان مى‏آوردند، آشكارا اظهار مى‏داشتند:حالا كه قدرت عرب به تو روى كرده است، به تو ايمان خواهيم آوردبه شرط اينكه ما را جانشين خود كنى! 
امام على(ع) خود درتاييد اين نظر مى‏فرمايد: «... عرب از كار محمد(ص) متنفر بودو نسبت‏به آنچه خداوند به او عنايت كرده، حسادت مى‏ورزيد...آنها از همان زمان حضرت كوشيدند تا كار را پس از رحلت آن‏حضرت، از دست اهل‏بيت او خارج كنند. اگر قريش نام او را وسيله‏سلطه خويش قرار نمى‏داد و نردبان ترقى خود نمى‏ديد، حتى يك روزپس از رحلت آن حضرت خدا را نمى‏پرستيد و به ارتدادمى‏گراييد. (14) 
ديگر عوامل 
8- حقيقت آن است كه ميان سكوت مردم در روزهاى نخست‏برپايى‏سقيفه و زمانهاى بعدتر اندكى تفاوت است. در روزهاى نخست،افزون بر عواملى كه بر شمرديم، عامل وحشت مردم را نبايد ازياد برد. از آن هنگام كه در زمان حيات پيغمبر(ص) حضرتش خودنتوانست جلو جسارت برخى را بگيرد، تا آن زمان كه عمر با شمشيرآخته مرگ پيامبر را انكار كرد و سپس نيز با نيرنگ وزورچماقداران بنى اسلم، بيعت‏با ابوبكر حتمى شد، مردم جز سايه‏شمشير و نهيب بر خويشتن نديدند. بينى مخالفان حكومت آشكارا بى‏هيچ هراسى از روز واپسين، به خاك ماليده مى‏شد و منزلت‏شريفترين افراد به هيچ انگاشته مى‏گرديد. در آن صورت، هركس جان‏خويش را اندكى دوست مى‏داشت‏برايش عاقلانه‏تر اين بود كه دم فروبندد. اما در زمانى بعدتر، دو عامل مهم كار مخالفت‏با حكومت راسخت‏تر كرد. يكى آنكه رفته رفته با گذشت زمان، معلوم شد كه‏على(ع) تصميم بر انقلاب ندارد و صبر پيشه ساخته است و روساى‏قبايل نيز تطميع يا تهديد شده‏اند. اين امور پايه حكومت رامستحكم‏تر و مخالفت را دشوارتر مى‏ساخت. موضوع دوم، طغيان قبايل عليه حكومت مدينه بود. آن سركشى‏ها ازيك نظر براى حكومت مركزى مدينه، سودمند بود، زيرا درگيرى‏ابوبكر با آنان، آگاهانه يا نا آگاهانه به آرامش دشمنى‏ها وتشنجات داخلى انجاميد و اختلافات عقيدتى را به بهانه اتحادبراى نبرد با دشمن مشترك به فراموشى سپرد. اين امر حتى امام‏را نيز ناگزير ساخت‏با نظام حاكم مداراكند.

 

منابع:


1- تعبير منافقان ورزيده، برگرفته از آيه قرآن است كه‏مى‏فرمايد: «و من اهل‏المدينه مردوا على‏النفاق لا تعلمهم‏» 
(توبه، 101) 
2- المصنف ، حافظ ابوبكر بن شيبه، ج 1، ص 151 ; مسند احمد، ج‏4 ، ص 281 ; تفسير طبرى، ج‏3، ص 428. 
3- سيره حلبيه، ج‏3، ص 350; الطبقات الكبرى، ابن سعد، ج 2، ص‏254. 
4- صحيح مسلم، ج‏3، ص 452 و453; ج‏6، ص‏23; ينابيع الموده،ص 445. 
5- در اين باره به تفسير آيه مزبور مراجعه شود. 
6- در اين باره رجوع كنيد به اسرار آل محمد، ترجمه اسماعيل‏انصارى زنجانى، ص 232. 
7- المراجعات، سيدعبدالحسين شرف الدين، مراجعه 84. مرحوم سيدشرف الدين در كتاب النص و الاجتهاد صد مورد را بر مى‏شمارد كه‏در آنها رسول خدا چيزى فرمود و صحابه گونه ديگر عمل كردند. 
8- تاريخ يعقوبى، ج 2، ص‏123 و 124. 
9- شرح نهج البلاغه، ج‏6، ص 21. 
10- اسرار آل محمد، ترجمه اسماعيل انصارى، ص 274 و277. 
11- شرح خطبه‏66 نهج البلاغه ابن ابى‏الحديد، چاپ مصر، ج 2، ص‏13. 
12- انساب الاشراف، ج 1، ص 510. 
13- تاريخ طبرى، ج 1، ص‏2769. 
14- شرح نهج البلاغه ابن ابى‏الحديد، ج 2، ص 298 و299. 
نويسنده : يوسف غلامى 
منبع : مجله کوثر شماره 25



تاریخ ارسال : شنبه 11 شهریور 1396   05:18 ب.ظ  | نویسنده :   مهربانو عرب مومنی

آیا می دانید نام های پنجاه گانه غدیر کدامند؟

اسلام علاوه بر این که برای برخی از روزها اسمهای خاصی مانند عید قربان، عید فطر، روز عرفه و ... برگزیده بر همه این روزها نام ایام الله نهاده است تا عظمت و قداست این روزها هر چه بیشتر در ذهن و دل مؤمنان، نقش بسته و موجب تذکر و تنبه آنان گردد.

نامها به سهولت در ذهنها جای می گیرند و به راحتی معانی بلند را منتقل می کنند به همین دلیل و دلایل دیگر، نامگذاری روزها و یا هفته ها یکی از شیوه های تبلیغاتی مثبت و منفی شده است و مطرح شدن و رواج پیدا کردن ارزشها یا ضد ارزشها را در پی دارد. 
روز مادر، روز کارگر، روز پاسدار، روز جانباز و روز بهره وری و هفته دولت و ... نمونه های شایسته ای از نامگذاری روزها و هفته ها در جامعه ما هستند. روز جهانی مستضعفین، روز جهانی قدس، روز آب، روز غذا و ... هم روزهایی است که در سطح جهانی مطرح هستند و برخی از آنها به برکت انقلاب اسلامی مطرح شده اند اسلام هزار و چهارصد سال پیش، از این شیوه برای القای اندیشه های نورانی خود و تثبیت آرمانهای مقدس الهی، بهره گرفته است. 
اسلام علاوه بر این که برای برخی از روزها اسمهای خاصی مانند عید قربان، عید فطر، روز عرفه و ... برگزیده بر همه این روزها نام ایام الله نهاده است تا عظمت و قداست این روزها هر چه بیشتر در ذهن و دل مؤمنان، نقش بسته و موجب تذکر و تنبه آنان گردد. 
یکی از روزهایی که در اسلام برای تعظیم آن، از شیوه نامگذاری بهره گرفته شده "غدیر" است. ویژگی غدیر این است که نامهای گوناگونی برای آن قرار داده شده و این خود عظمت این روز را نسبت به روزهای دیگر نشان می دهد نامهای روز غدیر، از اسرار و ابعاد این روز پرده برمی دارند هر نامی از این نامها دری تازه از قلعه بلند غدیر بر ما می گشاید چرا که اسلام بر برگزیدن نامی برای زمان یا مکان و یا هر چیز دیگر، خصوصیات مسمی را در نظر داشته و به جنبه ها و زوایای آن توجه کرده است. از این روی شناختن و شناساندن نامهای روز غدیر یک ضرورت است. با این کار تصویری روشن از این روز در ذهن و دل نقش بسته و بیش از پیش این روز بزرگ را می شناساند. 
شایسته است نامهای غدیر را با بهترین شکل و زیباترین خط بنویسیم و محافل جشن و سرور عید غدیر را با آن، معنی و روحی تازه ببخشیم. 
ویژگی غدیر این است که نامهای گوناگونی برای آن قرار داده شده و این خود عظمت این روز را نسبت به روزهای دیگر نشان می دهد نامهای روز غدیر، از اسرار و ابعاد این روز پرده برمی دارند هر نامی از این نامها دری تازه از قلعه بلند غدیر بر ما می گشاید. 
آنچه در زیر می آید پنجاه نام و یا صفت برای روز غدیر است که از روایات برگرفته شده است : 
۱) بزرگترین عید خدا؛ "عیدالله الاکبر" (۱) 
۲) روز گشایش؛ "یوم وقوع الفرج" (۲) 
۳) روز خشنودی پروردگار؛ " یوم مرضاة الرحمن" (۳) 
۴) روز زبونی شیطان؛ " یوم مرغمة الشیطان" (۴) 
۵) روز مشعل فروزان دین؛ " یوم منار الدین" (۵) 
۶) روز بپا خاستن؛ " یوم القیام" (۶) 
۷) روز شادمانی؛ " یوم السرور" (۷) 
۸) روز لبخند؛ " یوم التبسم" (۸) 
۹) روز راهنمایی؛ " یوم الارشاد" (۹) 
۱۰) روز بلندی گرفتن منزلت شایستگان؛ "یوم رفع الدرج" (۱۰) 
۱۱) روز روشن شدن دلایل خدا؛ " یوم وضوح الحجج" (۱۱) 
۱۲) روز آزمایش بندگان؛ " یوم محنة العباد" (۱۲) 
۱۳) روز راندن شیطان؛ " یوم دحر الشیطان" (۱۳) 
۱۴) روز آشکار کردن حقیقت؛ " یوم الایضاح" (۱۴) 
۱۵) روز بیان کردن حقایق ایمان؛ " یوم البیان عن حقایق الایمان" (۱۵) 
۱۶) روز ولایت؛ " یوم الولایة" (۱۶) 
۱۷) روز کرامت؛ " یوم الکرامة" (۱۷) 
۱۸) روز کمال دین؛ " یوم کمال الدین" (۱۸) 
۱۹) روز جداسازی حق از باطل؛ " یوم الفصل" (۱۹) 
۲۰) روز برهان؛ " یوم البرهان" (۲۰) 
۲۱) روز منصوب شدن امیرمؤمنان؛ " یوم نصب امیرالمؤمنین(ع) " (۲۱) 
۲۲) روز گواهی و گواهان؛ " یوم الشاهد و المشهود" (۲۲) 
۲۳) روز پیمان؛ " یوم العهد المعهود" (۲۳) 
۲۴) روز میثاق؛ " یوم المیثاق المأخوذ" (۲۴) 
۲۵) روز آراستن؛ " یوم الزینة" (۲۵) 
۲۶) روز قبولی اعمال شیعیان؛ " یوم قبول اعمال الشیعة" (۲۶) 
۲۷) روز رهنمونی به رهنمایان؛ " یوم الدلیل علی الرواد" (۲۷) 
۲۸) روز امن و امان؛ " یوم الامن المأمون" (۲۸) 
۲۹) روز آشکار کردن امور پنهان؛ " یوم ابلاء السرائر" (۲۹) 
۳۰) عید اهل بیت(ع)؛ " عید اهل البیت(ع)" (۳۰) 
۳۱) عید شیعیان؛ " عید الشیعة" (۳۱) 
۳۲) روز عبادت؛ " یوم العبادة" (۳۲) 
۳۳) روز اتمام نعمت؛ " یوم تمام النعمة" (۳۳) 
۳۴) روز اظهار گوهر مصون؛ " یوم اظهار المصون من المکنون" (۳۴) 
۳۵) روز بر ملا کردن مقاصد پوشیده؛ " یوم ابلاء خفایا الصدور" (۳۵) 
۳۶) روز تصریح برگزیدگان؛ " یوم النصوص علی اهل الخصوص" (۳۶) 
۳۷) روز محمد(ص) و آل محمد(ص)؛ " یوم محمد(ص) وآل محمد(ص)" (۳۷) 
۳۸) روز نماز؛ " یوم الصلاة" (۳۸) 
۳۹) روز شکرگزاری؛ " یوم الشکر" (۳۹) 
۴۰) روز دوح (درختان پر شاخ و برگ)؛ " یوم الدوح" (۴۰) 
۴۱) روز غدیر؛ "یوم الغدیر" (۴۱) 
۴۲) روز روزه داری؛ " یوم الصیام" (۴۲) 
۴۳) روز اطعام؛ " یوم اطعام الطعام" (۴۳) 
۴۴) روز جشن؛ " یوم العید" (۴۴) 
۴۵) روز عالم بالا؛ " یوم الملأ الاعلی" (۴۵) 
۴۶) روز کامل کردن دین؛ " یوم اکمال الدین" (۴۶) 
۴۷) روز شادابی؛ " یوم الفرح" (۴۷) 
۴۸) روز به صراحت سخن گشودن از مقام ناب؛ " یوم الافصاح عن المقام الصراح" (۴۸) 
۴۹) روز افشای پیوند میان کفر و نفاق؛" یوم تبیان العقود عن النفاق و الجحود" (۴۹) 
۵۰) روز گردهمایی و تعهد حاضران؛ " یوم الجمع المسؤول" (۵۰)

 

منابع:


1ـ امام رضا(ع) مي‌فرمايد: و هوعيد الله الاکبر (عيد غدير، برترين عيد خداوند است)، الغدير، ج 1، ص 286. 
2ـ قال علي (ع): هذا يوم فيه وقع الفرج، مصباح المتهجد، ص‌ 700.  
3ـ قال الصادق(ع): و فيه مرضاة الرحمن (در اين روز، رضايت خداوند نهفته است)، بحارالانوار، ج 98، ص 323.  
4ـ قال الرضا(ع): انه يوم مرغمة الشيطان، بحارالانوار، ج 98، ص 323.  
5ـ قال الصادق(ع): يوم منارالدين أشرف منهما (روز مشعل فروزان دين، از دو عيد فطر و قربان گرامي‌تر است.  
6ـ قال الصادق(ع): ذلک يوم القيام (روزغدير، روز بپاخاستن است) بحارالانوار، ج 98، ص323. 
7ـ قال الصادق(ع): انه يوم السرور، الغدير، ج 1، ص 286.  
8ـ قال الرضا(ع): و هو يوم التبسم ،المراقبات، ص257.  
9ـ قال علي(ع): هذا يوم الارشاد ، مصباح المتهجد، ص 700.  
10ـ قال علي(ع): هذا يوم فيه ... رفعت الدرج (اين روزي است که منزلت شايستگان در آن، بلندي گرفت) مصباح المتهجد، ص 700.  
11ـ قال علي(ع): هذا يوم ... فيه ... وضحت الحجج (اين روزي است که دلايل خداوند در آن، روشن گشت).  
12ـ قال علي(ع): هذا يوم محنة العباد، مصباح المتهجد، ص 700.  
13ـ قال علي(ع): و هو ... يوم دحرالشيطان، مصباح المتهجد، ص 700.  
14ـ قال علي(ع): و هو يوم الايضاح (روزغدير، روزآشکار کردن حقيقت است) مصباح المتهجد، ص700.  
15ـ قال علي(ع): و هو ... يوم البيان عن حقايق الايمان، مصباح المتهجد، ص 700.  
16ـ امام رضا(ع) در حديثي مفصل، روزغدير را روزعرضه ولايت به انسانها و مخلوقات معرفي مي‌کند، المراقبات، ص 257.  
17ـ امام صادق(ع): در هنگام ملاقات با برادر ايماني خود بگو: الحمدالله الذي اکرمنا بهذا اليوم (حمد خداوند را که ما را در اين روز کرامت داد) المرقبات، ص 257.  
18ـ قال علي(ع) و هو ... يوم کمال الدين، مصباح المتهجد، ص 700.  
19ـ قال علي(ع): هذا يوم الفصل الذي کنتم توعدون، مصباح المتهجد، ص 700.  
20ـ قال علي(ع): و هو ... يوم البرهان، مصباح المتهجد، ص 700.  
21ـ قال الصادق(ع): اليوم الذي نصب منه رسول الله اميرالمؤمنين(ع)، الغدير، ج 1، ص 285.  
22ـ قال علي(ع): وهو... يوم الشاهد و المشهود، مصباح المتهجد، ص700. امام صادق(ع): نام غدير در زمين روز به گواهي گرفته شدگان (جمع مشهود) است. بحارالانوار، ج 98، ص 231.  
23ـ قال علي(ع): و هو... يوم العهد المعهود، مصباح المتهجد، ص 700 .  
24ـ امام صادق(ع): نام غدير در زمين، روز ميثاق گرفته شده است، بحارالانوار، ج 98، ص 321.  
25ـ امام رضا(ع): روزغدير، روز زينت است، المراقبات، ص 257.  
26ـ قال الرضا(ع): يوم تقبل اعمال الشيعة، المراقبات، ص 257.  
27ـ قال علي(ع): هذا ... يوم الدليل علي الرواد (اين، روز رهنموني به رهنمايان است) مصباح المتهجد، ص 700.  
28ـ قال علي(ع): هذا يوم الامن المأمون، مصباح‌المتهجد، ص 700.  
29ـ قال علي(ع): هذا يوم ابلاء السرائر، مصباح المتهجد، ص 700.  
30ـ قال الصادق(ع): جعله عيدا لنا، بحارالانوار، ج 98، ص 300.  
31ـ قال الصادق(ع): جعله عيدا ... لموالينا و شيعتنا، بحارالانوار، ج 98، ص 300.  
32ـ امام صادق(ع): روزغدير، روزعبادت است. الغدير، ج 1 ، ص 285.  
33ـ قال الصادق(ع): انه اليوم الذي... تمت فيه النعمة، الغدير، ج 1، ص 285.  
34ـ قال علي(ع): هذا يوم اظهارالمصون من المکنون، مصباح المجتهد، ص 700.  
35ـ قال علي(ع): هذا يوم ابدي خفايا الصدور و مضمرات الامور، مصباح المتهجد، ص 367ـ قال علي(ع): هذا يوم النصوص علي اهل الخصوص (اين، روز تصريح برگزيدگان است) همان. 
37ـ قال الصادق(ع):هواليوم الذي جعله لمحمد(ص) و آله(ع) ، المراقبات، ص 257.  
38ـ امام صادق(ع): روزغدير، روز نماز است. الغدير، ج 1 ص 285.  
39ـ امام صادق(ع): روزغدير، روز شکرگزاري است. الغدير، ج 1، ص 285.  
40ـ قال علي(ع): و انزل علي نبيه في يوم الدرج ما بين له عن ارادته في خلصائه (و خداوند در روز دوم، اراده خويش را در حق بندگان خاص و گزيدگان خود اظهار داشت) مصباح المتهجد، ص 700. مقصود ازدرج ، درختان پر شاخ و برگي است که در سرزمين غدير وجود داشت و حضرت در سايه آنها قرار گرفت و ولايت اميرمؤمنان(ع) را ابلاغ فرمود.  
41ـ اين نام، معروفترين نام غدير است که از مکان واقعه گرفته شده است.  
42ـ قال الصادق(ع): ذلک يوم صيام (روز غدير، روز روزه ‌داري است) بحارالانوار، ج 98، ص 323.  
43ـ امام صادق(ع): روز غدير، روز اطعام است. بحارالانوار، ج 98، ص 323.  
44ـ قال الصادق(ع): انه يوم عيد، بحارالانوار، ج 98، ص 298.  
45ـ قال علي(ع): هذا يوم الملأ الاعلي ... (اين روز عالم بالا است...) مصباح المتهجد، ص 700.  
46ـ قال الرضا(ع): هو اليوم الذي اکمل الله فيه الدين، المراقبات، ص 257.  
47ـ قال الصادق(ع): انه يوم فرح، الغدير، ج 1، ص 286.  
48ـ قال علي(ع): و هو ... يوم الايضاح عن المقام الصراح (روزغدير، روز به صراحت سخن گفتن از مقام ناب است) مصباح المتهجد، ص 700.  
49ـ قال علي(ع): و هو يوم تبيان العقود عن النفاق و الجحود (غدير، روز باز کردن گره پيوند ميان کفر و نفاق است) مصباح المتهجد، ص 700.  
50ـ امام صادق(ع): نام غدير در زمين، روز بازخواست شدگان است. بحارالانوار، ج 98، ص 320. 



تاریخ ارسال : پنج شنبه 9 شهریور 1396   05:16 ب.ظ  | نویسنده :   مهربانو عرب مومنی

آیا می دانید با توجه به اهمیت عید غدیر خم چرا در نهج البلاغه نامی از این عید برده نشده است؟

همان‌طور که سید رضی جمع‌آوری کننده نهج‌البلاغه در مقدمه کتاب تصریح می کند وی در پاسخ به درخواست برخی از دوستانش مبنی بر این که کتابی تألیف نماید که سخنان برگزیده امیرمؤمنان ـ علیه السلام ـ را در جمیع فنون و بخش های مختلف، از خطبه ها، نامه ها، مواعظ و آداب و... در بر داشته باشد؟ این کتاب را تألیف نموده است.
مرحوم سید رضی می گوید من این خواسته را اجابت کردم و کار را شروع نمودم... ... و منظورم این بود که علاوه بر فضایل بی شمار دیگر، بزرگی قدر و شخصیت امیر مؤمنان علی ـ علیه السلام ـ از نظر شگفتی های بلاغت و نمونه های ارزنده فصاحت را روشن سازم لذا تصمیم گرفتم از میان خطبه ها، نامه ها و سخنان حکمت آمیز در ابتدا خطبه های «زیبا» و سپس نامه های «جالب» و بعد از آن کلمات حکمت آمیز حضرت را برگزینم.
تا آنجای که می گوید هرگز ادعا نمی کنم که من به همه جوانب سخنان حضرت علی ـ علیه السلام ـ احاطه پیدا کرده ام به طوری که هیچ کدام از سخنان او از دستم نرفته باشد بلکه بعید نمی دانم که آن چه نیافته ام بیش از آن باشد که یافته ام و آن چه در اختیارم قرار گرفته کمتر است از آن چه به دستم نیامده است.[1]
روشن شد که سید رضی(ره) در صدد گزینش خطبه ها و نامه و مواعظ حضرت علی ـ علیه السلام ـ بوده و هر یک را که از نظر فصاحت و بلاغت پر جاذبه دیده جمع آوری کرده و به همین دلیل اسم این مجموعه گرانبها را «نهج البلاغه» گذاشته و در اختیار دیگران قرار داده است.
روی این جهت یک احتمال این است که خطبه حضرت امیرمؤمنان در رابطه با عید غدیر و استناد حضرت به خطبه غدیر از نظر فصاحت و بلاغت برای مرحوم سید رضی در حدی نبوده که در نهج البلاغه ذکر شود.
احتمال دیگر نیز این است که ایشان به خطبه حضرت امیر مؤمنان علی ـ علیه السلام ـ دست نیافته است و در دسترس ایشان نبوده نه این که خطبه مولای متقیان و یا سایر استنادهای حضرت علی ـ علیه السلام ـ به خطبه رسول الله ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ در روز غدیر، از نظر سید رضی معیار فصاحت و بلاغت را نداشته است.
البته روشن است همه سخنان و خطبه های امام علی ـ علیه السلام ـ از حیث فصاحت و بلاغت در یک سطح نیستند.
همان طور که اشاره شد حضرت علی ـ علیه السلام ـ برای اثبات حقانیت و خلافت بلافصل خویش به طور مکرر به حدیث متواتر غدیر استناد کرده است و جریان غدیر را مطرح نموده است چه آن روزی که آن حضرت از اصحاب رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ خواست و فرمود: هر کس در غدیر بوده در مورد جریان غدیر شهادت دهد.[2] و چه آن روزی که از اعضای شورا سوال کرد و فرمود: فهل فیکم احد یقول له رسول الله ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ : من کنت مولاه فهذا علی مولاه... غیری؟»[3] و همه گفتند نه، و چه آن روزی که با ابوبکر احتجاج کرد و فرمود: «تو را به خداوند سوگند می دهم که بگوئی آیا مطابق حدیث و کلام رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ در روز غدیر من مولای تو و هر مسلمانی هستم یا تو؟» ابوبکر گفت بلکه تو.[4] و چه آن روزی که در ایام خلافتش عید غدیر و جمعه در یک روز افتاده بود و حضرت در آن روز خطبه ای خواند و در بخشی از آن فرمود: «ای جماعت مؤمنان! خدای عزوجل در این روز برای شما دو عید فراهم کرد... بدانید که اعتقاد به توحید پذیرفته نیست، مگر با اعتراف به نبوت محمد ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ و هیچ اعتقادی و عملی قبول نیست مگر با قبول ولایت آن کسی که خداوند او را سرپرست قرار داده است و آیین طاعت خدا در مورد کسی به نتیجه نخواهد رسید مگر این که چنگ زنید به حبل الله و آنانی که اهل بیت خدایند یعنی کسانی که در روز دوح (غدیر) درباره آنان خدا آیه فرستاد و اراده خویش را در حق بندگان خاص خود اظهار داشت و به پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ فرمود تا ابلاغ کند و گمراهان و منافقان را به حساب نیاورد و خود ضمانت کرد که او را از (شر) ایشان نگاه دارد».
تا آنجای که می فرماید: این گونه خدا دین خویش را کامل کرد و چشم پیامبر و مؤمنان و تابعان او را روشن ساخت و این همان (واقعه غدیر) بود که برخی از شما خود شاهد آن بودید و به برخی دیگر از شما خبر آن رسید... .
امروز روز عهد و پیمان، روز کامل شدن دین، روز نص (تصریح) بر شخص است یعنی آنان که ویژه رهبری هستند.[5]
نتیجه این که مطرح نمودن جریان غدیر به طور مکرر در کلمات معصومین و از جمله امیر مؤمنان ـ علیه السلام ـ آمده است و نیامدن آن در نهج البلاغه که سید رضی(ره) آن را جمع آوری کرده است، به آن جهت است که نهج البلاغه مشتمل بر بخش خاصی از سخنان امام علی ـ علیه السلام ـ می باشد نه همه آن.
معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:
1ـ علامه امینی، عبدالحسین، الغدیر، ج1، ص181 تا 211.
2ـ انصاری، عذرا، پیام غدیر، (غدیر در روایات).
پاورقی ها:
[1]. مقدمه نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، انتشارات مشرقین، چاپ چهارم، 1379ش، ص27.
[2]. طبرسی، احمد بن علی، الاحتجاج علی اهل اللجاج، بی تا، مرتضی، ج1، ص74.
[3]. نقدی. شیخ جعفر، الانوار العلویة و الاسرار المرتضویه، نجف، حیدریة، طبع دوم، 1381ش، ص326.
[4]. طبرسی، احمد بن علی، الاحتجاج علی اهل اللجاج، ج1، ص117؛ مرتضی، بی تا و شیخ صدوق، الخصال، ج2، ص550.
[5]. خراسانی، علم الهدی، نهج الخطابه، کتابخانه، صدر، بی تا، ج2، ص262؛ مسند الامام الرضا (ع)، ج2، ص23.



تاریخ ارسال : چهارشنبه 8 شهریور 1396   05:27 ب.ظ  | نویسنده :   مهربانو عرب مومنی

آیا میدانید از امام مهدی(عج) در خطبه غدیریه سخن گفته شده است؟

رسول خدا صلی‏ الله‏ علیه‏ و‏آله در خطبه غدیر، درباره موضوع‏هایی همچون توحید، نبوت، ولایت امام علی علیه‏السلام و لقب امیرمؤمنان برای آن حضرت، فضیلت‏های اهل بیت علیهم‏السلام ، فضیلت‏های ویژه امام علی علیه‏السلام ، قرآن، نماز، زکات، حلال و حرام و بیعت سخن به میان آورد. ایشان در بخشی از خطبه خود با اشاره به امامان دوازده‏گانه، درباره امام مهدی موعود(عج) فرمود: «بدانید که آخرین امامان، مهدی قائم از ماست. اوست غالب بر آیین‏ها. اوست انتقام گیرنده از ستم‏کاران. اوست فاتح قلعه‏ها و منهدم‏کننده آنها. اوست پیروز بر هر قبیله‏ای از اهل شرک و هدایت‏کننده آنان. اوست یاری‏دهنده دین خدا. اوست که پیشینیان به او بشارت داده‏اند. اوست که به عنوان حجت باقی می‏ماند و بعد از او حجتی نیست».



تاریخ ارسال : سه شنبه 7 شهریور 1396   04:45 ب.ظ  | نویسنده :   مهربانو عرب مومنی

آیا میدانیدبیعت یعنی چه و محتوا و کیفیت و ضامنین و شهود بیعت در غدیر خم چگونه بوده است؟

بیعت در غدیر

 

عنوان اصلىِ بیعت در غدیر عبارت بود از اقرار و قبولِ امامت امیرالمؤمنین علیه السلام و امامان از فرزندان او تا آخرینِ آن ها كه حضرت مهدى علیه السلام بوده و امامت شان تا روز قیامت است، با قبول تمام شئون و مقاماتى كه درباره ى آنان در متنِ خطبه ذكر شده است.
پس موضوع اصلىِ بیعت غدیر فقط امامت و خلافتِ على بن ابى طالب علیه السلام نیست، بلكه امامت همه ى ائمه علیهم السلام است كه امامت شان تا روز قیامت ادامه دارد و قبل و بعد از ایشان امامى نیست و كسى جز آن ها حق چنین ادعایى را ندارد. مردم كه با على علیه السلام بیعت كردند، در واقع مستقیماً با همه ى امامان بیعت نمودند.
 

محتوای بیعت در غدیر:

 

وعده هایى كه مردم در غدیر پیرامون موضوع ولایت بر سر آن ها بیعت كردند از این قرار است:
1. شنیدیم، پس كسى نخواهد گفت: 'من نشنیدم و متوجه نشدم'.
2. در مقام عمل اطاعت مى كنیم و سر تسلیم فرود مى آوریم.
3. در قلب و ضمیرمان به این مطلب راضى هستیم.
4. زندگى و مرگ و حشر و بعث ما بر این عقیده خواهد بود.
5. در این مطالب تغییر و تبدیل نمى دهیم.
6. در این مطالب شك به دل راه نمى دهیم.
7. این مطالب را در آینده انكار نمى كنیم و از قول خود برنمى گردیم، و پیمان و عهد خود را نمى شكنیم و به وعده ى خود وفا مى كنیم.
8. از قول تو، به نزدیكان و دوردستان از فرزندان و فامیل خود مى رسانیم.
9. ارزش و پشتوانه بیعت در غدیر
پیامبر صلى اللَّه علیه و آله در این مورد تأكید خاصى داشتند كه این بیعت نه تنها از جانب خداوند دستور داده شده، بلكه در حكمِ بیعت با خود خداوند است.
در این باره جملات زیر را فرمودند:
1. این بیعت از جانبِ خداوند و به امر اوست.
2. آنان كه این بیعت را انجام مى دهند در واقع با خدا بیعت مى كنند.
3. من با خدا بیعت كرده ام و على هم با من بیعت كرده است.
4. با خداوند بیعت كنید، و با من و على و حسن و حسین و امامان بیعت كنید.
5. آنان كه در بیعت نمودن با او از یكدیگر سبقت بگیرند رستگارانند و در باغ هاى نعمت خواهند بود.
6. هركس این بیعت را بشكند بر ضرر خود كار كرده، و هر كس به آنچه با خدا عهد كرده وفا كند خداوند به او اجر عظیم عنایت فرماید.
 

ضامن و شاهد بیعت در غدیر


هر عهد و پیمانى احتیاج به شاهد و ضامنى دارد تا در صورت انكار، به او مراجعه شود. پیامبر صلى اللَّه علیه و آله شاهد و گواهِ این بیعت را خداوند و خودش و ملائكه و بندگان صالح خدا تعیین كردند و فرمودند:
'بگوئید: خدا را بر این مطلب شاهد مى گیریم، و تو نیز بر ما شاهد هستى و هركس كه خدا را اطاعت مى كند و ملائكه ى خداوند و لشكر او و بندگانش را شاهد مى گیریم، و خداوند از هر شاهدى بالاتر است'.
 

کیفیت بیعت

 

پیداست كه شكل عمومىِ بیعت همان دست دادن است، ولى این دست دادن در واقع حاكى از عهد بستن و تصمیم به وفادارىِ قلبى و نیز پیمان لسانى است.
در غدیر چند جهت وجود داشت كه به خاطر آن قبل از بیعت با دست، بیعت لسانى كه به شكل اقرار زبانى و به صورت گفتن بود انجام گرفت و حضرت متن گفتار را هم تعیین كردند. این جهات عبارتند از:
1. بیعت با دست احتیاج به تفسیر دارد، و باید قبلاً معلوم شود بر سر چه بیعت مى كنند. این اقرار لسانى در واقع مفسّر بیعت با دست بود كه بعد از خطبه انجام شد.
2. ممكن بود عده اى پس از خطبه براى بیعت با دست حاضر نشوند و خود را از صحنه كنار بكشند و بعد بگویند: 'ما بیعت نكردیم'.
لذا حضرت ابتدا به صورت لسانى بیعت گرفت و فرمود: 'هركس توانست با دست بیعت مى كند و هر كس نتوانست با زبان اقرار كرده است'.
3. اگر متن و عبارات براى بیعت لسانى تعیین نمى شد ممكن بود هر یك از مردم طبق ذوق و سلیقه ى خود عباراتى را بكار برد كه از نظر اعتبار رسمى و قانونى جاى سؤال و اشتباه باشد، و گذشته از هرج و مرج در واقع هر كس به مطلبى كه مغایرت ها و زیاده و نقیصه هایى با دیگران داشت اقرار كرده بود.
4. اگر متن تعیین نمى شد ممكن بود عده اى فتنه گر، عبارات خاصِ شبهه ناكى را آماده كنند و با آن زمینه ى سقوط ارزش این بیعت را آماده سازند.
5. به خاطر كثرت جمعیت و كمى وقت و مساعد نبودن شرایط توقف مردم، این احتمال قوى بود كه عده اى واقعاً فرصت بیعت با دست را پیدا نكنند، و لذا مى بایست این بیعت لسانى انجام مى شد. پس از روشن شدن این جهت، مى پردازیم به این نكته كه پیامبر صلى اللَّه علیه و آله بیعت با دست و بیعت لسانى را به چه صورت انجام دادند:
بیعت با دست چنین بود:
1. در اثناء خطبه متذكر شدند كه پس از خطبه شما را به دست دادن به عنوان بیعت دعوت خواهم كرد.
2. دستور دادند تا مردم ابتدا با خود او "پیامبر صلى اللَّه علیه و آله" به عنوان اقرار به سخنانش در حق امامان علیهم السلام بیعت كنند، و سپس با شخص على بن ابى طالب علیه السلام بیعتنمایند.
3. این بیعت با دست را حاكى از بیعت با قلب و جان دانستند.
ب: بیعت لسانى را در پنج عبارت فرمودند:
1. همگى تان این متن را بگوئید: '......' كه همان متن مفصل را حضرت برایشان تعیین فرمودند. [ به قسمت یازدهم از بخش ششم این كتاب مراجعه شود. ]
2. اى مردم، آنچه به شما گفتم تكرار كنید.
3. اى مردم، چه مى گوئید؟ خداوند اَصوات را مى شنود و از پنهان هاى نفس ها خبر دارد. "كنایه از اینكه اگر چه اصوات به هم مخلوط است و از باطنها هم كسى خبر ندارد، ولى خداوند ناظر و شاهد است".
4. بگوئید سخنى را كه خداوند به خاطر آن از شما راضى شود.
5. بگوئید: 'حمد و سپاس خداى را كه ما را به این مطلب هدایت كرد، و اگر خداوند هدایت نكرده بود هدایت نمى یافتیم'.
 

نتیجه بیعت:

 

اگر چه با وجود نص، نیازى به بیعت غدیر نبود، و مردم مثل سایر موارد منصوص اسلام، باید خلافت را هم مى پذیرفتند، ولى این بیعت عمومى به عنوان یك حق قانونى و اجتماعى نیز مطرح بود كه در مقابل كار عمال سقیفه قرار مى گرفت. یعنى وقتى مى گفتند: در سقیفه ما با بیعت مردم خلافت ابوبكر را درست كردیم، در مقابلشان گفته مى شد: بیعت غدیر قبل از آن و با حضور جمیعتى بیشتر و با حضور شخص پیامبر صلى اللَّه علیه و آله و به ضمیمه ى نص الهى بوده است.



تاریخ ارسال : سه شنبه 7 شهریور 1396   08:38 ق.ظ  | نویسنده :   مهربانو عرب مومنی
کل صفحات :6
1
2
3
4
5
6